دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۷۸۳

مولوی
با صورت دین صورت زردشت کشی چون خر نخوری نبات و بر پشت کشی
گر آینه زشتی ترا بنماید دیوانه شوی بر آینه مشت کشی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

شاعر در این ابیات به نقد تند و صریح ریاکاری و ظاهرگرایی دینی می‌پردازد. او معتقد است کسی که تنها پوسته دین را بر تن دارد اما از حقیقت آن بی‌بهره است، همچون حیوانی است که باری گران‌بها از حکمت و معنویت را حمل می‌کند، اما خود از طعم و لذت آن بی‌نصیب مانده و تفاوت میان بار گرانبها و بار ناچیز را درک نمی‌کند.

در بخش دیگر، شاعر به واکنش جاهلانه انسان در برابر حقیقت اشاره دارد. زمانی که آینه حقیقت، زشتی‌های باطن آدمی را به او نشان می‌دهد، انسانِ ناآگاه به جای اصلاح خویش و پاک کردنِ درون، به ستیز با آینه برمی‌خیزد که این خود نشان از اوج نادانی و انحرافِ ذهن آدمی دارد.

معنای روان

با صورت دین صورت زردشت کشی چون خر نخوری نبات و بر پشت کشی

تو که در ظاهر ادعای دین‌داری داری، اما باطن و رفتارت مانند زرتشتیان (در این سیاق، نمادِ غیرِ معتقد یا بت‌پرستِ مادی‌گرا) است؛ تو دقیقاً مانند خری هستی که بارِ نبات و شیرینیِ معارفِ الهی را بر پشتِ خود حمل می‌کند، اما خودش از خوردن و چشیدنِ آن ناتوان است.

نکته ادبی: واژه زردشت در اینجا نه به عنوان شخصیتِ تاریخی، بلکه به عنوان نمادی برای تقابل با دینِ حق یا گرایش به ظواهرِ مادی و شرک‌آلود استفاده شده است.

گر آینه زشتی ترا بنماید دیوانه شوی بر آینه مشت کشی

اگر آینه حقیقت (یا مربی و پیرِ راه) زشتی‌ها و رذایلِ اخلاقی‌ات را به تو نشان دهد، به جای اینکه از آن پند بگیری، چون دیوانگانِ بی خرد، عصبانی می‌شوی و به آینه مشت می‌کوبی تا حقیقت را از بین ببری.

نکته ادبی: آینه در عرفان نمادِ آگاهی و بصیرت است که نقایصِ پنهانِ انسان را بدونِ ملاحظه آشکار می‌کند.

آرایه‌های ادبی

تمثیل چون خر نخوری نبات و بر پشت کشی

تشبیه فردِ بی‌بصیرت به حیوانی که حاملِ نعمتی بزرگ است اما ارزشِ آن را نمی‌داند.

نمادپردازی آینه

آینه به عنوان نمادی از حقایقِ هستی یا کلامِ حق که بدونِ تعارف، عیوبِ آدمی را بازتاب می‌دهد.

کنایه مشت کشی

کنایه از پرخاشگری و نفیِ حقایق برای فرار از مواجهه با خودِ واقعی.