دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۷۸۱

مولوی
بازآی که تا به خود نیازم بینی بیداری شبهای درازم بینی
نی نی غلطم که خود فراق تو مرا کی زنده رها کند که بازم بینی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر با لحنی سرشار از اشتیاق و حزن، به بیانِ حالِ خویش در دورانِ دوری از یار می‌پردازد. فضایِ حاکم بر شعر، فضایی است که در آن رنجِ فراق به عنوانِ عاملی ویران‌گر ترسیم شده است و عاشق در کشاکشِ میانِ امید به دیدار و ناامیدی از بقا، گرفتار آمده است.

مضمونِ اصلی، التماس و تمنایِ بازگشتِ معشوق است تا شاید با حضورِ او، مرهمی بر زخم‌هایِ عمیقِ شب‌زنده‌داری‌ها و بی‌قراری‌ها نهاده شود. با این حال، شاعر در نهایت به این حقیقتِ تلخ اذعان می‌کند که شدّتِ دردِ جدایی، چنان توانی از او ستانده که بعید است تا زمانِ بازگشت، جانی در بدن داشته باشد.

معنای روان

بازآی که تا به خود نیازم بینی بیداری شبهای درازم بینی

به نزدِ من بازگرد تا ببینی که از همه گسسته‌ام و تنها در بندِ تو هستم و شاهد باشی که چگونه در شب‌های طولانی، به یادِ تو چشم بر هم نگذاشته‌ام.

نکته ادبی: عبارت 'به خود نیازم بینی' کنایه از بریدن از غیر و اشتغال کامل به معشوق است و 'بیداری شب' نماد رنجِ دوری است.

نی نی غلطم که خود فراق تو مرا کی زنده رها کند که بازم بینی

نه، این گمانِ من اشتباه است؛ زیرا اندوهِ جانکاهِ دوری از تو، چنان مرا ناتوان کرده است که بعید می‌دانم تا لحظه‌ی بازگشتِ تو، زنده بمانم تا دوباره مرا ببینی.

نکته ادبی: تکرار 'نی نی' نشان‌دهنده‌ی تأکید در نفی و نوعی بازگشت از رأیِ قبلی (رجوع) است.

آرایه‌های ادبی

تکرار نی نی

برای تأکید بر نفی و اصلاحِ گفتارِ قبلی به کار رفته است.

کنایه بیداری شب‌های دراز

کنایه از رنج و بی‌قراریِ عاشق در ایامِ دوری از معشوق.

استفهام انکاری کی زنده رها کند

پرسشی که پاسخ آن منفی است و نشان‌دهنده‌ی ناامیدی از بقا در فراق است.