دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۷۷۸

مولوی
با بی خبران اگر نشستی بردی با هشیاران اگر نشستی مردی
رو صومعه ساز همچو زر در کوره از کوره اگر برون شدی افسردی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر اهمیت حیاتی هم‌نشینی با افراد آگاه و تأثیر عمیق آن بر رشد معنوی انسان تأکید دارند. شاعر معتقد است که معاشرت با ناآگاهان موجب هدر رفتن سرمایه وجودی است، در حالی که همراهی با هشیاران، آدمی را به کمال و پختگی می‌رساند.

در بخش دوم، تمثیلِ زر در کوره، استعاره‌ای برای فرآیند تزکیه نفس و ریاضت است. نویسنده توصیه می‌کند که برای رسیدن به خلوص معنوی، باید در خلوتگاهِ خود (صومعه) پایداری کرد؛ چرا که هرگونه شتاب‌زدگی و خروج زودهنگام از مسیر تربیت، نتیجه‌ای جز سردی و بی‌اثریِ روح در بر نخواهد داشت.

معنای روان

با بی خبران اگر نشستی بردی با هشیاران اگر نشستی مردی

در مقابل، اگر با آگاهان و بیداردلانِ راهِ حقیقت هم‌نشین شوی، به درجه والای انسانی و پختگیِ معنوی می‌رسی.

نکته ادبی: «مردی» در اینجا به معنای رسیدن به درجه کمال، پختگی و مردانگیِ معنوی است.

رو صومعه ساز همچو زر در کوره از کوره اگر برون شدی افسردی

زیرا اگر پیش از آنکه این فرآیندِ پختگی و خلوص در تو کامل شود، خلوتگاه و مسیرِ ریاضت را رها کنی، روحت سرد و بی‌اثر خواهد شد.

نکته ادبی: «افسردی» به معنای سرد شدن و از دست دادنِ گرمی و پویاییِ معنوی در اثرِ نیمه‌کاره رها کردنِ مسیرِ کمال است.

آرایه‌های ادبی

تضاد بی‌خبران و هشیاران

تقابل میان ناآگاهان و آگاهان برای نشان دادنِ تفاوتِ تأثیرِ هم‌نشینی بر روح انسان.

تشبیه چون زر

مانند کردنِ انسان به طلا برای تأکید بر نیازِ به پالایش و تزکیه نفس در شرایطِ سخت.

استعاره کوره

کنایه از شرایطِ سختِ تربیتی، ریاضت و خلوتگاه که باعثِ تصفیه و خلوصِ آدمی می‌شود.