دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۷۷۶

مولوی
ای عشرت نیست گشته هستک شده ای وی عابد پیر بت پرستک شده ای
غم نیست اگرچه تنگ دستک شده ای از کوزهٔ سر فراخ مستک شده ای

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با بهره‌گیری از لحنی طنزآلود و کنایه‌آمیز، از دگرگونی احوال انسان سخن می‌گوید. شاعر با استفاده از پسوندهای تصغیر، فضایی صمیمانه و در عین حال شوخ‌طبعانه ایجاد کرده تا تغییر مسیر انسان از زهد و پارسایی به سوی لذت‌جویی و سرمستی را به تصویر بکشد.

مفهوم کلیدی شعر، پذیرشِ ناپایداریِ جهان و روی آوردن به مستی (چه حقیقی و چه عرفانی) به عنوان راهی برای گریز از رنج‌های دنیوی و تنگ‌دستی است.

معنای روان

ای عشرت نیست گشته هستک شده ای وی عابد پیر بت پرستک شده ای

ای که از عالم نیستی به عرصه هستی پا گذاشته‌ای و ای عابد کهن‌سالی که اکنون به پرستشِ زیبایی‌های دنیوی (بت‌پرستی) روی آورده‌ای.

نکته ادبی: استفاده از پسوند «-َک» در کلمات «هستک» و «بت‌پرستک» علاوه بر معنای کوچک‌کنندگی، بار طنز و تحقیر یا تحبیب دارد که نشان‌دهنده سبک خاص شاعر در این قطعه است.

غم نیست اگرچه تنگ دستک شده ای از کوزهٔ سر فراخ مستک شده ای

اگر دچار تنگ‌دستی و فقر شده‌ای، اندوهگین مباش؛ چرا که با نوشیدن از جام‌های لبالب، جرعه‌ای از شور و سرمستی را چشیده‌ای و از غم دنیا رهایی یافته‌ای.

نکته ادبی: «کوزهٔ سر فراخ» کنایه از جام شراب است و به ظرفیت بالای آن برای مستی اشاره دارد؛ «تنگ‌دستک» نیز با ظرافت به فقر مادی اشاره می‌کند.

آرایه‌های ادبی

تصغیر (تحبیب و طنز) هستک، بت‌پرستک، دستک، مستک

استفاده از پسوند «-َک» برای ایجاد لحنی صمیمانه، شوخ‌طبعانه و گاه کنایه‌آمیز در وصف حالات انسانی.

تضاد نیست و هست

تقابل میان عدم و وجود که پایه و اساس هستی‌شناسی شعر است.

استعاره کوزهٔ سر فراخ

تصویرسازی از جام شراب که با گشودگی خود، ظرفیت پذیرشِ مستی را نشان می‌دهد.