دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۷۷۵

مولوی
ای دوست که دل ز دوست برداشته ای نیکوست که دل ز دوست برداشته ای
دشمن چو شنیده می نگنجد از شوق در پوست که دل ز دوست برداشته ای

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با زبانی طعنه‌آمیز، مخاطب را به دلیل گسستن رشته‌ی محبت با محبوبش سرزنش می‌کنند. شاعر معتقد است این کناره‌گیری نه تنها گره‌ای از کار نمی‌گشاید، بلکه باعث شادی رقیبان و دشمنان می‌شود.

درونمایه‌ی اصلی این شعر، هشداری است به عاشقان که تصمیمات احساسی در لحظات خشم یا ناامیدی، تنها به نفع کسانی تمام می‌شود که چشم دیدن خوشبختی آن‌ها را ندارند.

معنای روان

ای دوست که دل ز دوست برداشته ای نیکوست که دل ز دوست برداشته ای

ای دوست، تو که دل از یار خود بریده‌ای و او را ترک کرده‌ای، باید بدانی که این تصمیم تو از دیدگاه طعنه‌آمیز شاعر، کار پسندیده و درستی بوده است.

نکته ادبی: واژه «دوست» در این بیت، ایهام زیبایی دارد؛ در ابتدای بیت خطاب به مخاطب (رفیق) است و در تکرار به معنای محبوب است. «دل برداشتن» کنایه‌ای کهن از قطع علاقه و فراموش کردن است.

دشمن چو شنیده می نگنجد از شوق در پوست که دل ز دوست برداشته ای

دشمن تو هنگامی که خبر این جدایی را شنید، از فرط خوشحالی و سرور در پوست خود نمی‌گنجد، زیرا می‌داند با این دوری، تو در واقع به خودت آسیب زده‌ای و او به مقصود خود رسیده است.

نکته ادبی: «در پوست نگنجیدن» کنایه‌ای متداول برای بیان اوج هیجان و شادمانی است. ساختار بیت به گونه‌ای طراحی شده که پیوند میان کنش عاشق (دل برداشتن) و واکنش رقیب (شادی) به خوبی تبیین شود.

آرایه‌های ادبی

کنایه دل برداشتن

به معنای قطع علاقه، ترک کردن و فراموش کردنِ معشوق است.

کنایه در پوست نگنجیدن

استعاره از اوج خوشحالی و سرور دشمن از شکستِ عاشق و پیروزی رقیب.

ایهام دوست

استفاده از واژه‌ی دوست در دو معنای متفاوت (مخاطب و محبوب) که به کلام ظرافت ادبی بخشیده است.