دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۷۶۸

مولوی
ای آنکه به لطف دلستان همه ای در باغ طرب سرو روان همه ای
در ظاهر و باطن تو چون مینگرم کس را نی ای نگار و آن همه ای

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات در ستایش زیبایی و کمال محبوب سروده شده‌اند. شاعر با زبانی سرشار از تحسین، محبوب را محور هستی و سرچشمه تمام زیبایی‌ها و لذت‌های معنوی می‌داند. در این نگاه، محبوب فراتر از یک موجود عادی، جلوه‌ای از کمال مطلق است که در ظاهر و باطن، تمامی صفات نیکو را در خود جمع کرده است.

فضا و لحن این اشعار، عاشقانه و عارفانه است. شاعر در پی یافتن یگانگی در محبوب است و او را سروِ خرامانی در باغِ هستی می‌بیند که بی‌همتاست و با حضور خود، تمام معنای هستی را برای عاشق معنا می‌بخشد.

معنای روان

ای آنکه به لطف دلستان همه ای در باغ طرب سرو روان همه ای

ای کسی که سراسر وجودت با لطف و دلربایی آمیخته است، تو در بوستان شادی و نشاط، همانند سروی خرامان هستی که زیبایی و طراوت به ارمغان می‌آورد.

نکته ادبی: دلستان استعاره از دل‌ربا است و سرو روان کنایه از زیبایی، کشیدگی و خرامیدن معشوق است.

در ظاهر و باطن تو چون مینگرم کس را نی ای نگار و آن همه ای

وقتی با دقت در آشکار و نهانِ وجودت تأمل می‌کنم، می‌بینم که تو شبیه به هیچ‌کس نیستی و در واقع، تو تمامِ آن چیزی هستی که در عالم به دنبالش می‌گردم.

نکته ادبی: کس را نی ای به معنای بی‌همتایی است و آن همه اشاره به مقام جامعیت صفات معشوق دارد.

آرایه‌های ادبی

استعاره سرو روان

تشبیه قامت و حرکت معشوق به سروِ خرامان در باغ.

تضاد ظاهر و باطن

بیان جامعیت و کمال معشوق در تمامی ابعاد وجودی.

کنایه کس را نی ای

اشاره به یگانگی و بی‌همتایی محبوب که هیچ‌کس مانند او نیست.