دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۷۶۷

مولوی
ای آنکه بجز شادی و جز نور نه ای چون نعره زنم که از برم دور نه ای
هرچند نمک های جهان از لب تست لیکن چکنم چو اندر این شور نه ای

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر جست‌وجوی عارفانه و عاشقانه برای یافتن حقیقتی است که در عین نزدیکی مطلق به سالک، از چشم دل او پنهان مانده است. شاعر در این قطعه به تضاد میان حضور همه‌جانبه محبوب و احساس دوری عاشق می‌پردازد.

درونمایه اصلی، سرگشتگی انسان در مواجهه با کمال مطلق است که در همه چیز جلوه‌گر است، اما آدمی به دلیل غفلت یا حجاب‌های درونی، گمان می‌برد که از آن دور مانده است. این پرسش‌های بلاغی، گویای حیرت و اعتراف شاعر به نزدیکی یار است.

معنای روان

ای آنکه بجز شادی و جز نور نه ای چون نعره زنم که از برم دور نه ای

ای کسی که وجودت سراسر روشنایی و شادمانی محض است، چگونه می‌توانم فریاد دوری تو را سر دهم، در حالی که می‌دانم تو همیشه در کنار من و همراه منی؟

نکته ادبی: نعره زدن در اینجا استعاره از شکایت و ناله برای دوری از معشوق است و از برم به معنای از نزد من یا کنار من است.

هرچند نمک های جهان از لب تست لیکن چکنم چو اندر این شور نه ای

اگرچه تمام زیبایی‌ها و گیرایی‌های هستی از جلوه‌ی لب‌های تو سرچشمه می‌گیرد، اما چه کنم که تو در این آشفتگی‌ها و غوغای زندگی، خود را نشان نمی‌دهی و حاضر نیستی.

نکته ادبی: واژه شور در اینجا ایهام دارد؛ هم به معنای شوری (در تناسب با نمک) و هم به معنای غوغا و آشوب و هیجان زندگی است.

آرایه‌های ادبی

تضاد شادی و نور با نعره و دوری

تضاد میان کمال و نور محبوب با آشوب ذهنی عاشق برای نمایش حیرت.

ایهام شور

به دو معنای شوری (تناسب با نمک) و غوغا و آشفتگی جهان به کار رفته است.

مراعات نظیر نمک و شور

به دلیل هم‌خانواده بودن معنایی در جهت القای زیبایی جهان که از محبوب است.