دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۷۶۶

مولوی
امروز ندانم بچه دست آمده ای کز اول بامداد مست آمده ای
گر خون دلم خوری ز دستت ندهم زیرا که به خون دل به دست آمده ای

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این دو بیت، بیانگرِ عشقی آتشین و بی‌پروا است که با شور و حالی وصف‌ناپذیر آغاز می‌شود. شاعر با نگاهی حیرت‌زده، به معشوق می‌نگرد که گویی در سپیده‌دمان با کیفیتی روحانی و مستانه بر او ظاهر شده است. فضا آکنده از نوعی سرگشتگیِ عاشقانه و پذیرشِ رنج‌های جانکاه برای وصال است.

پیام بنیادینِ اثر، پافشاری و وفاداری مطلق به معشوق، حتی در سایه‌ی تندخویی و جفای اوست. شاعر تأکید می‌کند که این پیوند، ثمره‌ی رنج‌های طولانی و خون‌جگر خوردن‌های مداوم است؛ از همین رو، به هیچ قیمتی حاضر نیست دست از این مهر و پیوند بردارد.

معنای روان

امروز ندانم بچه دست آمده ای کز اول بامداد مست آمده ای

نمی‌دانم امروز به چه حال و وضعیتی درآمده‌ای که از همان ابتدای صبح، با حالی مستانه و شورانگیز نزد من آمده‌ای.

نکته ادبی: مست در اینجا استعاره از شوریدگی و جذبه‌ی عرفانی یا عشق زمینی است که برون‌گرایی و بی‌خودی معشوق را نشان می‌دهد.

گر خون دلم خوری ز دستت ندهم زیرا که به خون دل به دست آمده ای

حتی اگر خون دلم را بنوشی و مرا به سخت‌ترین وجه بیازاری، دست از تو برنمی‌دارم؛ زیرا من تو را به بهای رنج‌های بسیار و با خون جگر به دست آورده‌ام.

نکته ادبی: خون دل خوردن کنایه از تحمل رنج و غم فراوان است که در اینجا هم به معنای ظلم معشوق و هم به معنای مسیرِ دستیابی به او به کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

کنایه خون دل خوردن

کنایه از تحمل رنج، غم و سختی بسیار زیاد در راه عشق.

تضاد ظاهری مست آمده ای و به خون دل به دست آمده ای

تقابل میان حالتِ بی‌خیالی و مستی معشوق با رنجِ سنگینی که عاشق برای رسیدن به او متحمل شده است.

جناس و واژه‌آرایی دست و به دست آمده

تکرار واژه دست با معانی متفاوت (اندام و دستیابی) که بر موسیقی کلام افزوده است.