دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۷۶۵

مولوی
امروز بیا که سخت آراسته ای گوئی ز میان حسن برخاسته ای
بر چرخ برآی ماه را گوش بمال در باغ درآ که سرو پیراسته ای

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر با لحنی سرشار از اشتیاق و ستایش، معشوق را به حضور دعوت می‌کند و زیبایی او را فراتر از تمام مظاهر زیبایی در جهان هستی می‌داند. فضا، فضایی پرشور و سرشار از تحسین است که در آن معشوق به عنوان تجسم کمالات انسانی به تصویر کشیده شده است.

شاعر با بهره‌گیری از اغراق‌های شاعرانه و تشبیهات، معشوق را برتر از ماه در آسمان و سرو در باغ جلوه می‌دهد و تأکید می‌کند که حضور او، عالم را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.

معنای روان

امروز بیا که سخت آراسته ای گوئی ز میان حسن برخاسته ای

امروز به نزد من بیا چرا که بسیار زیبا و آراسته شده‌ای؛ به اندازه‌ای که گویی خودِ تجسمِ زیبایی هستی و از دل آن برآمده‌ای.

نکته ادبی: واژه «سخت» در اینجا قیدِ مقدار و به معنای «بسیار» است. عبارت «از میان حسن برخاستن» کنایه از این است که معشوق عصاره و چکیده زیبایی مطلق است.

بر چرخ برآی ماه را گوش بمال در باغ درآ که سرو پیراسته ای

به آسمان برو و برتری خود را به رخ ماه بکش و گوشش را بمال، و به باغ بیا که تو مانند سروی آراسته و موزون هستی.

نکته ادبی: «گوش‌مالیدن» در اینجا کنایه از توبیخ کردن یا نشان دادن قدرت و برتری است. «سرو» در ادبیات فارسی نمادِ همیشگیِ تناسب اندام و بلندی قامت است.

آرایه‌های ادبی

کنایه گوش مالیدن

به معنای توبیخ کردن و نشان دادن قدرت و برتری بر کسی است.

تشبیه و نماد ماه و سرو

ماه برای زیبایی آسمانی و سرو برای زیبایی و موزون بودن قامت معشوق به کار رفته‌اند.

اغراق ز میان حسن برخاسته ای

نسبت دادن کل زیبایی عالم به وجود معشوق که نوعی مبالغه در وصف است.