دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۷۶۴

مولوی
ای یار گرفتهٔ شراب آمیزی برخیزد رستخیز چون برخیزی
می ریز شراب را که خوش می ریزی چون خویش چنین شدی چرا بگریزی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات در ستایش و توصیفِ حالِ خوشِ مستی و شوریدگی عاشقانه سروده شده است. شاعر با زبانی سرشار از تحسین، یار را مخاطب قرار می‌دهد و او را منشأ تحول و شور در جهانِ درونی خود می‌داند. او می‌کوشد تا با زبانی تمثیلی، حضور یار را عامل برهم خوردن نظمِ معمولِ عالم و آغازِ رستاخیزی معنوی معرفی کند.

در واقع، شراب و باده در اینجا نمادی از عشقِ متعالی و جان‌بخش است که چون با حضورِ یار پیوند می‌خورد، عالمی دیگر را می‌سازد. شاعر از یار می‌خواهد که این مستی را تداوم بخشد و اکنون که خود نیز در این حالِ خوش غرق شده است، از ادامه این پیوندِ عاشقانه نگریزد.

معنای روان

ای یار گرفتهٔ شراب آمیزی برخیزد رستخیز چون برخیزی

ای کسی که در وجودت نشانی از شرابِ عشق و شوریدگی داری، برخاستن تو چنان شوری برپا می‌کند که گویی قیامت و رستخیز دوباره‌ای به پا شده است.

نکته ادبی: واژه «رستخیز» به معنای رستاخیز و قیامت است که در اینجا برای توصیف تحول و شوری که با حرکت یار ایجاد می‌شود، به کار رفته است و به نوعی استعاره از دگرگونیِ احوال است.

می ریز شراب را که خوش می ریزی چون خویش چنین شدی چرا بگریزی

شراب عشق را در جانِ ما بریز که تو این کار را بسیار استادانه و نیکو انجام می‌دهی؛ اکنون که خود نیز غرق در این مستی و حالِ خوش شده‌ای، دیگر چرا از حضور و عاشقی کناره‌گیری می‌کنی؟

نکته ادبی: تکرار صامت‌های «ر» و «ز» در کلمات «می‌ریزی» و «بگریزی» موسیقیِ درونی بسیار زیبایی ایجاد کرده که بر روانیِ کلام افزوده است.

آرایه‌های ادبی

اغراق برخیزد رستخیز چون برخیزی

بزرگ‌نماییِ تأثیرِ حضورِ یار که حتی برخاستنِ عادیِ او را در حکمِ قیامت و رستاخیز می‌داند.

جناس می‌ریزی و بگریزی

هم‌خوانیِ موسیقاییِ پایانِ کلمات که باعث زیباییِ وزن و آهنگِ کلام شده است.

نماد شراب

نمادِ عشقِ ناب و شوریدگیِ عرفانی که عقل را زایل و جان را بیدار می‌کند.