دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۷۵۹

مولوی
ای نسخهٔ نامهٔ الهی که توئی وی آینهٔ جمال شاهی که توئی
بیرون ز تو نیست هرچه در عالم هست در خود بطلب هر آنچه خواهی که توئی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار در ستایش مقام شامخ انسان سروده شده‌اند و بر این حقیقت تأکید دارند که آدمی، برترین آفریده‌ی هستی و گل سرسبد جهان است. در این نگاه عرفانی، انسان موجودی محدود نیست، بلکه آینه‌ای تمام‌نماست که تمامی صفات و زیبایی‌های خداوند در وجود او بازتاب یافته است.

پیام نهایی شاعر، دعوت به خودشناسی و درونی‌کردنِ جست‌وجوهای حقیقت است. او به مخاطب یادآوری می‌کند که برای یافتن پاسخ‌های هستی، نباید به بیرون نگریست، بلکه با نگاهی عمیق به درون، می‌توان به تمام دانش و کمالی که در پی آنیم دست یافت؛ چرا که حقیقت نهایی در جانِ خودِ ما نهفته است.

معنای روان

ای نسخهٔ نامهٔ الهی که توئی وی آینهٔ جمال شاهی که توئی

ای انسان، تو همچون کتابی هستی که تمام حکمت و اسرار الهی در وجودت نگاشته شده است و تو آینه‌ای شفاف هستی که زیبایی و جلال خداوند در تو انعکاس یافته است.

نکته ادبی: ترکیب 'نسخه نامه الهی' استعاره از انسان کامل است که جهان صغیر است و تمام حقایق جهان کبیر در او جمع است. 'شاه' در اینجا استعاره‌ای برای خداوند است.

بیرون ز تو نیست هرچه در عالم هست در خود بطلب هر آنچه خواهی که توئی

تمام آنچه در هستی و جهان وجود دارد، بیرون از وجود تو نیست؛ پس اگر در جستجوی حقیقت یا کمالی هستی، آن را در درون خودت جست‌وجو کن، زیرا خودِ تو همان حقیقتی هستی که به دنبالش می‌گردی.

نکته ادبی: عبارت 'در خود بطلب' به درون‌نگری و سیر در عالم جان اشاره دارد. 'که توئی' تأکیدی است بر وحدتِ طالب و مطلوب.

آرایه‌های ادبی

استعاره نسخه نامه الهی

تشبیه انسان به کتابی که اسرار خلقت در آن ثبت شده است.

استعاره آینه جمال شاهی

تشبیه انسان به آینه‌ای که زیبایی خداوند را بازتاب می‌دهد.

کنایه بیرون ز تو نیست

کنایه از اینکه تمام حقیقت و کمالات در وجود خود انسان نهفته است.