دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۷۵۳

مولوی
ای گوی زنخ زلف چو چوگان داری ابروی کمان و تیر مژگان داری
خورشید جبین و چهرهٔ همچون ماه می گون لبی و چشم چو مستان داری

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با تکیه بر تصویرسازی‌های دقیق و بهره‌گیری از نمادهای ورزشی، حماسی و طبیعی، زیبایی خیره‌کننده معشوق را ستایش می‌کند. شاعر با استفاده از مفاهیمی چون گوی و چوگان در کنار تیر و کمان، به قدرت نفوذ نگاه و اندام معشوق در قلب عاشق اشاره دارد.

فضای حاکم بر این اشعار، فضایی تغزلی و سرشار از تحسین است که در آن اجزای صورت و چهره معشوق، به مظاهر درخشان و گیرا در طبیعت و آیین‌های کهن تشبیه شده‌اند تا کمالِ زیباییِ محبوب را به نمایش بگذارند.

معنای روان

ای گوی زنخ زلف چو چوگان داری ابروی کمان و تیر مژگان داری

ای کسی که چانه گرد و برجسته‌ات مانند گوی است و زلف‌هایت همچون چوب چوگان خمیده و مهارکننده است؛ تو ابروانی به شکل کمان و مژگانی مانند تیرِ رها شده از آن داری که دل عاشق را هدف قرار می‌دهد.

نکته ادبی: زنخ به معنای چانه است و تشبیه زلف به چوگان، نشان‌دهنده پیچیدگی و خمیدگی آن است که می‌تواند عاشق را در بند کشد.

خورشید جبین و چهرهٔ همچون ماه می گون لبی و چشم چو مستان داری

تو پیشانی‌ای درخشان همچون خورشید و صورتی به زیبایی ماه داری؛ لب‌هایت سرخ‌فام و رنگین است و چشمانت همانند چشمان مستان، گیرا و پرشور است.

نکته ادبی: می‌گون صفتی مرکب است به معنای به رنگ شراب؛ این صفات همگی دلالت بر شورانگیزی و جذابیت بی‌بدیل معشوق در سنت ادبی فارسی دارند.

آرایه‌های ادبی

تشبیه زلف چو چوگان

تشبیه موی بلند و خمیده معشوق به چوب بازی چوگان که دلالت بر بلندی و انحنا دارد.

تشبیه ابروی کمان و تیر مژگان

تشبیه ابرو به کمان و مژه‌ها به تیر که استعاره‌ای برای توصیف قدرتِ نفوذ و آسیب‌رسانی نگاه معشوق است.

تشبیه چهره همچون ماه

تشبیه مستقیم صورت معشوق به ماه به نشانه روشنایی و کمال زیبایی.