دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۷۵۲

مولوی
ای کمتر مهمانیت آب گرمی کز لذت آن مست شود بی شرمی
ای خالق گردون به خودم مهمان کن گردون به کجا برد به آب گرمی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات فضایی عرفانی و پرسشگرانه دارند که در آن شاعر به نقد لذت‌های دنیوی و زودگذر می‌پردازد. مفهوم اصلی حول محور تضاد میان پذیراییِ حق و سرگرمی‌های روزگار می‌چرخد؛ جایی که انسان در جستجوی مهمانی حقیقی نزد خالق است، نه در پیِ آبِ گرمِ (تمثیلِ لذت‌های ناچیزِ) چرخِ گردون.

در این کلام، نگاه شاعر به پدیده‌های جهان، نگاهی استعاری است. او چرخِ گردون را ناتوان از بخششِ لذتی ماندگار می‌داند و با زبانی خطاب‌گونه از خداوند می‌خواهد تا او را به حریمِ خویش دعوت کند، چرا که تنها در آنجاست که مستیِ حقیقت حاصل می‌شود.

معنای روان

ای کمتر مهمانیت آب گرمی کز لذت آن مست شود بی شرمی

ای کسی که پذیرایی مختصر تو، همچون آب گرمی است که حتی فردِ بی‌پروا و خالی از قید و بندهای ریا نیز از لذتِ آن سرمست می‌شود.

نکته ادبی: واژه بی‌شرمی در اینجا به معنای زشت نیست، بلکه به معنای رهایی از قید و بندهایِ ظاهری و ریاکارانه است.

ای خالق گردون به خودم مهمان کن گردون به کجا برد به آب گرمی

ای آفریننده هستی، مرا به خانه وجود خویش دعوت کن و مهمانِ خود ساز؛ زیرا گردشِ روزگار و دنیا، جز همان آبِ گرمِ ناچیز، چیزی برای عرضه کردن ندارد.

نکته ادبی: گردون در مصراع اول به معنای آسمان و در مصراع دوم استعاره‌ای از گردشِ چرخِ روزگار و مادیات است که در هر دو مورد بر ناپایداری دلالت دارد.

آرایه‌های ادبی

استعاره آب گرم

نمادی از لذت‌های دنیوی که زودگذر، سطحی و فاقد عمقِ روحانی است.

ایهام گردون

اشاره به آسمان و همچنین گردشِ روزگار که هر دو دستخوشِ تغییر و ناپایداری هستند.

تضاد مهمانِ خدا بودن و گردشِ گردون

مقابله میانِ حضور در بارگاه الهی و فریب خوردن از گردشِ دنیا.