دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۷۴۶

مولوی
ای صاف که می شور و چنین می گردی بنشین و مگرد اگر چنین می گردی
... تو بر قدم باز پسین می گردی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر دعوتی عرفانی به سکون، تأمل و بازگشت به خویشتن است. شاعر با لحنی آمرانه و در عین حال مشفقانه، مخاطب را که در تکاپوی بی‌حاصل و سرگردانی است، به آرامش و دست کشیدن از حرکاتِ تکراری و بیهوده فرا می‌خواند.

مفهومِ محوری این کلام، نقدِ ناآرامی و پریشانیِ ذهن و روح است. گویی شاعر به دنبالِ بازگرداندنِ مخاطب به نقطه ثقلِ وجودی‌اش است؛ جایی که به جایِ چرخیدنِ بی‌هدف در دایره‌هایِ تکراری و قهقرایی، فرد بتواند به درکی عمیق‌تر از خود و حقیقت دست یابد.

معنای روان

ای صاف که می شور و چنین می گردی بنشین و مگرد اگر چنین می گردی

ای جانِ زلال و پاک که این‌گونه با هیجان و تلاطم در تکاپویی؛ اگر قرار است رفتارت این‌چنین باشد و در این مسیرِ بی‌حاصل بمانی، بهتر است که از این حرکت دست بکشی و آرام بگیری.

نکته ادبی: واژه‌ی «صاف» استعاره از پاکیِ فطری و «می‌شور» ایهام به شور و حال عرفانی و همچنین تلاطم دارد. فعل «مگرد» در اینجا به معنای امرِ نهی از چرخیدن و پرسه‌زنی است.

... تو بر قدم باز پسین می گردی

تو در حالِ چرخیدن بر روی قدم‌هایی هستی که رو به عقب دارند و راه به جایی نمی‌برند؛ در واقع تو با این نوع از حرکت، به جایِ پیشروی و تعالی، به گذشته و قهقرا باز می‌گردی.

نکته ادبی: عبارت «قدم باز پسین» کنایه از عقب‌گرد یا درجا زدن است. «می‌گردی» در اینجا علاوه بر حرکتِ فیزیکی، دلالت بر حیرت و سرگشتگیِ بی‌هدف دارد.

آرایه‌های ادبی

تکرار می‌گردی

تکرار واژه‌ی «می‌گردی» در پایانِ ابیات، علاوه بر ایجاد موسیقی و آهنگ، بر دایره‌وار بودن و پوچیِ حرکتِ مخاطب تأکید دارد.

کنایه بر قدم باز پسین می‌گردی

کنایه از درجا زدن، عقب‌گرد کردن و دور خود چرخیدن به جای طی طریقِ حقیقی و رسیدن به مقصد.