دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۷۲۸

مولوی
ای دل تو بدین مفلسی و رسوائی انصاف بده که عشق را چون سائی
عشق آتش تیز است و ترا آبی نیست خاکت بر سر چه باد می پیمائی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات تاملاتی عمیق و هشدارگونه خطاب به خویشتنِ خویش و در حقیقت خطاب به تمام سالکان راه حقیقت است. شاعر با زبانی صریح و نقادانه، بی‌پرواییِ ناپخته‌ی دل را در برابر عظمت و سهمگینیِ عشق به پرسش می‌کشد و ناتوانیِ وجودیِ انسان را در مواجهه با آتشِ تندِ عشق نمایان می‌سازد.

مضمون کلی، تمایز میان ادعای عاشقی و واقعیتِ تهی‌دستیِ سالک است؛ اینکه چگونه انسان بی‌بهره از پشتوانه معنوی و صبر، با گام نهادن در وادیِ پرخطر عشق، تنها عمر خویش را به هدر می‌دهد و به جای وصال، به رسوایی و پریشانی دچار می‌شود.

معنای روان

ای دل تو بدین مفلسی و رسوائی انصاف بده که عشق را چون سائی

ای دل! در این حال که از نظر معنوی دست‌خالی و دچارِ سرگشتگی هستی، خودت قضاوت کن و منصف باش که چگونه می‌خواهی با این عشق بزرگ دست و پنجه نرم کنی و آن را مهار کنی؟

نکته ادبی: سائی: از مصدر ساییدن؛ در اینجا به معنایِ آزمودن، تاب آوردن یا صیقل دادنِ روح در برابر عشق است.

عشق آتش تیز است و ترا آبی نیست خاکت بر سر چه باد می پیمائی

عشق مانند آتشی تند و سوزان است و تو هیچ ابزار یا آمادگی‌ای (مانند صبر و ایمان) برای خاموش کردن آن نداری؛ پس چرا بی‌هوده خود را به زحمت می‌اندازی و عمرت را به باد می‌دهی؟

نکته ادبی: باد پیمودن: کنایه از انجام کار بیهوده و تلاش بی‌ثمر است.

آرایه‌های ادبی

استعاره عشق آتش تیز است

عشق به آتشی سهمگین و سوزنده تشبیه شده که قدرت تخریب و دگرگونی بالایی دارد.

کنایه باد پیمودن

به معنای انجام دادن کار بیهوده و تلاشی که هیچ عایدی جز هدر دادن عمر ندارد.

تضاد آتش و آب

استفاده از دو عنصر متضاد برای نشان دادن عدم کفایتِ سالک در برابرِ بزرگیِ عشق.