دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۷۲۷

مولوی
ای دل تو اگر هزار دلبر داری شرط آن نبود که دل ز ما برداری
گر دل داری که دل ز ما برداری از یار نوت مباد برخورداری

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بازتاب‌دهنده‌ دغدغه‌ عاشق در مواجهه با بی‌وفایی احتمالی است. شاعر با لحنی گلایه‌آمیز و در عین حال قاطع، بر اهمیت ثبات در عشق تأکید می‌ورزد و فضای کلی شعر را بر تضاد میان کثرت‌گرایی در محبت و وفاداری به یک پیمان عاطفی بنا می‌کند.

در این قطعه، مفهوم دل به عنوان مرکز عواطف قرار گرفته و جابجایی آن یا ستاندن محبت از معشوق پیشین، به عنوان نوعی پیمان‌شکنی نکوهش شده است. شاعر با آرزوی ناکامی برای رقیب یا معشوق نو، عمق رنج و دلبستگی خود را به نمایش می‌گذارد.

معنای روان

ای دل تو اگر هزار دلبر داری شرط آن نبود که دل ز ما برداری

ای دل، حتی اگر هزاران معشوق در پیش داشته باشی، رسم عاشقی و جوانمردی ایجاب نمی‌کند که مهر و محبتت را از من دریغ کنی و دلت را از پیش من ببری.

نکته ادبی: واژه شرط در این سیاق به معنای رسم، قانون ناگفته‌ و آدابِ معاشرتِ عاشقان است.

گر دل داری که دل ز ما برداری از یار نوت مباد برخورداری

اگر به راستی قصد داری که دلت را از من جدا کنی و دیگر با من نباشی، پس امیدوارم که از آن معشوق تازه‌ای که یافته‌ای، هیچ خیر و بهره‌ای نبینی.

نکته ادبی: ترکیب برداری و برخورداری با بهره‌گیری از واژه‌پردازیِ هم‌خانواده، علاوه بر ایجاد موسیقی گوش‌نواز، بر تضاد میان تصمیم معشوق و عاقبتِ تلخ آن تأکید دارد.

آرایه‌های ادبی

جناس برداری و برخورداری

هم‌خانواده بودن این واژگان و تکرار صوتی آن‌ها، موسیقی کلام را افزایش داده و تأکید بر نتیجه کار را بیشتر کرده است.

تکرار داری

تکرار واژه داری در پایان مصراع‌ها علاوه بر حفظ وزن، تداعی‌گر اصرار و تأکید شاعر بر وضعیت عاطفی مخاطب است.

کنایه دل ز ما برداری

کنایه از روی گرداندن، ترک مهر و محبت و پیمان‌شکنی در عشق.