دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۷۲۵

مولوی
ای در دل هر کسی ز مهرت تابی وی از تو تضرعی بهر محرابی
جاوید شبی باید و خوش مهتابی تا با تو غمی بگویم از هر بابی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر پیوند عمیق میان عاشق و معشوق است. شاعر معتقد است که شعله عشق به محبوب در دل همگان افروخته است و همین اشتیاق، سبب می‌شود تا آدمی در خلوتِ عبادت و محرابِ نیاز، به تضرع و زاری روی آورد.

در ادامه، شاعر فضای خلوت و آرامش‌بخشی را آرزو می‌کند که در آن بتواند به دور از هیاهو، در شبی طولانی و باصفا، تمامی رنج‌ها و سخن‌های ناگفته‌اش را برای معشوق بازگو کند. این آرزو، تجلیِ نیازِ درونیِ عاشق به هم‌زبانی با محبوب است.

معنای روان

ای در دل هر کسی ز مهرت تابی وی از تو تضرعی بهر محرابی

ای معشوق، از گرمای عشقِ تو در دلِ همگان شعله‌ای روشن است و به واسطه مهر توست که همگان در محراب عبادت به درگاه تو زاری و نیایش می‌کنند.

نکته ادبی: تاب در اینجا به معنای شعله و حرارتِ عشق است. محراب استعاره‌ای از محل نیایش و تضرع است.

جاوید شبی باید و خوش مهتابی تا با تو غمی بگویم از هر بابی

آرزومندِ شبی طولانی و پر از نور ماه هستم تا بتوانم در خلوت آن، از هر موضوعی با تو سخن بگویم و تمام غم‌های دلم را برایت بازگو کنم.

نکته ادبی: از هر بابی کنایه از بیان تمام جوانب و جزئیاتِ درد و دل‌هاست.

آرایه‌های ادبی

ندا ای...، وی...

استفاده از حروف ندا برای خطاب قرار دادن معشوق و صمیمیت بیشتر در کلام.

کنایه از هر بابی

کنایه از گستردگی سخن و بیانِ تمام ناگفته‌ها و رنج‌های قلبی.

استعاره تاب

استعاره از اشتیاق، حرارت و فروغِ عشق که در دل عاشق می‌افتد.