دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۷۲۳

مولوی
ای دام هزار فتنه و طراری یارب تو چه فتنه ها که در سر داری
ای آب حیات اگر جهان سنگ شود والله که چون آسیاش در چرخ آری

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات، ستایشِ قدرتِ افسون‌گر و دگرگون‌سازِ معشوق است. شاعر در برابرِ زیرکی و فریبندگیِ محبوب سرگشته است و او را سرچشمه‌ی تمامِ آشوب‌ها و در عین حال تنها راهِ نجات می‌بیند. فضا، فضایی از تسلیمِ محض در برابرِ اراده‌ی عشق و اعجاب از تواناییِ بی‌پایانِ اوست.

معشوق در نگاه شاعر، فراتر از قوانینِ هستی عمل می‌کند. همان‌گونه که آبِ حیات، مرده را زنده می‌کند، اراده‌ی معشوق نیز حتی سخت‌ترین و بی‌احساس‌ترین موجودات (سنگ‌ها) را به حرکت و خروش وامی‌دارد و این نشان از قدرتِ مطلقِ جذبه‌ی عشق دارد.

معنای روان

ای دام هزار فتنه و طراری یارب تو چه فتنه ها که در سر داری

ای کسی که در دامِ فریب و آشوب‌گری‌هایت هزاران فتنه نهفته است؛ خدایا، تو در ذهنِ خود چه نقشه‌های شگفت‌انگیز و پر از آشوبی برای جانِ من پرورده‌ای؟

نکته ادبی: واژه‌ی «طراری» در متون کهن به معنای تردستی، دزدی و فریبندگی به کار می‌رود و در اینجا بر مهارت معشوق در گمراه کردنِ عاشق دلالت دارد.

ای آب حیات اگر جهان سنگ شود والله که چون آسیاش در چرخ آری

ای معشوقی که چون آبِ حیات‌بخش هستی، اگر روزگاری دنیا همچون سنگ سخت و سرد گردد، سوگند به خداوند که تو چنان اثری در آن خواهی نهاد که مانند سنگِ آسیاب آن را به چرخش و حرکت درمی‌آوری.

نکته ادبی: تشبیه جهان به سنگ و چرخش آن به سنگ آسیاب، بیانگرِ تبدیلِ سکون و سختی به پویایی و نرمی تحت تأثیرِ عشق است.

آرایه‌های ادبی

استعاره دام هزار فتنه

تشبیه معشوق به دامی که هزاران فتنه و آشوب در آن نهفته است تا عاشق را گرفتار کند.

استعاره آب حیات

تشبیه معشوق به آبِ جاودانگی که نشان‌دهنده قدرتِ حیاتی و دگرگون‌کنندگیِ اوست.

تشبیه چون آسیاش در چرخ آری

مانند کردنِ چرخشِ جهان (یا قلبِ سخت) به سنگِ آسیاب برای نشان دادنِ تاثیرِ قاطعِ معشوق بر دگرگونیِ احوال.

مبالغه هزار فتنه

بزرگ‌نماییِ آشوب‌ها و فریب‌های معشوق برای بیانِ شدتِ حیرتِ عاشق.