دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۷۲۰

مولوی
ای خواجه گنه مکن که بدنام شوی گر خاص توئی گنه کنی عام شوی
بر رهگذرت دام نهاده است ابلیس بدکار مباش زانکه در دام شوی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

درون‌مایه‌ی این ابیات، اندرز و هشداری اخلاقی است که انسان را به پرهیز از گناه فرا می‌خواند. شاعر با لحنی خیرخواهانه گوشزد می‌کند که اعتبار و جایگاهِ معنوی انسان در گرو پاک‌دامنی اوست و هرگونه لغزش، می‌تواند منزلتِ والای فرد را به سقوط بکشاند.

در نگاهی دیگر، این اشعار بازتاب‌دهنده‌ی تقابلِ همیشگی میانِ نیکی و وسوسه‌های شیطانی است. شاعر با تصویرسازیِ مسیرِ زندگی به صورتِ راهی پُر از دام، بر لزومِ هشیاری و مراقبتِ دائم تأکید می‌ورزد تا انسان در تله‌ی بدکاری گرفتار نشود.

معنای روان

ای خواجه گنه مکن که بدنام شوی گر خاص توئی گنه کنی عام شوی

ای بزرگ‌زاده و ای انسانِ محترم، از گناه دوری کن تا بدنام و رسوا نشوی؛ چرا که اگر از گروه برگزیدگان و خواص باشی، با ارتکاب گناه، جایگاه والای خود را از دست می‌دهی و در میان مردم عادی و بی‌قدر و منزلت قرار می‌گیری.

نکته ادبی: خواجه در اینجا به معنای سرور و فرد صاحب‌منزلت است. واژگانِ خاص و عام در این بیت، تقابلی برای نشان دادنِ سقوطِ جایگاهِ اجتماعی و معنویِ فرد بر اثرِ گناه است.

بر رهگذرت دام نهاده است ابلیس بدکار مباش زانکه در دام شوی

شیطان در مسیر زندگی تو دام‌های گوناگون پهن کرده است، پس هرگز به کارِ زشت دست نزن؛ زیرا اگر چنین کنی، در این دام گرفتار خواهی شد.

نکته ادبی: رهگذر نمادی از مسیرِ عمر و دام استعاره‌ای از وسوسه‌های دنیوی است که ابلیس برای صیدِ روحِ آدمی در راهِ او قرار می‌دهد.

آرایه‌های ادبی

تقابل خاص و عام

تضاد میانِ برگزیدگان و عمومِ مردم برای نشان دادنِ آسیبِ گناه به منزلتِ فرد.

استعاره دام

تشبیه کردنِ گناه و وسوسه به دامی که صیاد برای شکارِ طعمه پهن می‌کند.

تلمیح ابلیس

اشاره به شخصیتِ وسوسه‌گرِ دینی جهت تأکید بر خطرِ همیشگیِ انحراف از مسیرِ حقیقت.