دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۷۱۸

مولوی
ای خواجه چرا بی پر و بالم کردی بر بوی ثواب در وبالم کردی
از تو برهٔ تو جو ندزدیدم من از بهر چه جرم در جوالم کردی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این دو بیت، شکایت فردی درمانده و بی‌گناه را از رفتارهای ناعادلانه و سخت‌گیرانه صاحب‌کار یا مقام بالادستی خود نشان می‌دهد. فضای کلی حاکم بر ابیات، نوعی گلایه از تناقض میان نیت خیر و نتیجه‌ی تلخ است.

شاعر با استفاده از تصاویر نمادینِ پر و بال که نماد توانمندی است و جوال که نماد محدودیت و زندان است، استیصال خود را در برابر ظلمی که به او روا شده، ترسیم می‌کند و بر بی‌گناهی خویش تأکید می‌ورزد.

معنای روان

ای خواجه چرا بی پر و بالم کردی بر بوی ثواب در وبالم کردی

ای سرور من، چرا مرا ناتوان و بی‌دفاع کردی؟ من به امید پاداش و ثواب نزد تو آمدم، اما تو مرا گرفتار سختی و رنج کردی.

نکته ادبی: خواجه به معنای ارباب یا صاحب‌کار است. بی‌پر و بال بودن کنایه از سلب توانایی و قدرتِ دفاع است. وبال به معنای گناه و عاقبتِ بدِ یک کار است.

از تو برهٔ تو جو ندزدیدم من از بهر چه جرم در جوالم کردی

من که حتی ذره‌ای از خوراک گوسفندان تو را ندزدیده‌ام؛ پس به چه جرمی مرا در کیسه انداخته و به بند کشیدی؟

نکته ادبی: جوال در اینجا نماد زندان یا محیطی تنگ برای تنبیه است. در جوال کردنِ کسی کنایه از به بند کشیدن و تنبیه کردنِ اوست.

آرایه‌های ادبی

کنایه بی‌پر و بال کردی

اشاره به سلب توانایی و قدرتِ حرکت و دفاع از فرد.

جناس جو و جوال

هماهنگی ظاهری در حروف تشکیل‌دهنده واژگان که بر موسیقایی کلام افزوده است.

کنایه در جوالم کردی

کنایه از به بند کشیدن، محدود کردن و به دام انداختن برای تنبیه.

تضاد ثواب و وبال

تقابل میان پاداش خیر با گناه و مجازات که به عمقِ شکایت شاعر افزوده است.