دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۷۰۶

مولوی
ای باد سحر تو از سر نیکوئی شاید که حکایتم به آن مه گوئی
نی نی غلطم گرت بدوره بودی پس گرد جهان دگر کرا میجوئی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر گفتگوی عاطفی و ظریف شاعر با باد صباست که در ادبیات کلاسیک، پیام‌رسانِ میان عاشق و معشوق است. شاعر در ابتدا با درخواستِ محبت‌آمیز از باد می‌خواهد که شرحِ احوالش را به گوشِ معشوق برساند.

در بخش دوم، شاعر با یک چرخشِ ذهنی و تردیدِ شاعرانه، خود را خطاب قرار می‌دهد و در وفاداری یا همنشینیِ باد با معشوق شک می‌کند؛ چرا که اگر باد حقیقتاً محرمِ کویِ معشوق بود، نباید این‌گونه در جهان سرگردان می‌ماند و به دنبال چیز دیگری می‌گشت.

معنای روان

ای باد سحر تو از سر نیکوئی شاید که حکایتم به آن مه گوئی

ای باد سحرگاهی، از روی لطف و بزرگواری، شایسته است که شرح دلتنگی و حکایتِ عاشقی مرا به گوش آن معشوقِ ماه‌رو برسانی.

نکته ادبی: باد سحر در متون کلاسیک نماد پیک و پیام‌رسان است و مه استعاره از معشوقی است که به زیبایی و درخشش ماه است.

نی نی غلطم گرت بدوره بودی پس گرد جهان دگر کرا میجوئی

نه، اصلاً این‌طور نیست و من اشتباه کردم! اگر تو واقعاً در حریمِ آن معشوق حضور داشتی و با او همنشین بودی، پس چرا باز هم در جهان به دنبالِ چیز دیگری می‌گردی و سرگردانی؟

نکته ادبی: عبارت نی نی غلطم نشان‌دهنده تغییرِ ناگهانی در اندیشه و رجوع از سخنِ پیشین است که حالتی از گفتگوی درونی و تردید شاعرانه را القا می‌کند.

آرایه‌های ادبی

تشخیص ای باد سحر

جان‌بخشی به باد سحرگاهی و خطاب قرار دادن آن به عنوان موجودی که قابلیت شنیدن و انجامِ مأموریتِ پیام‌رسانی را دارد.

استعاره مه

تشبیه معشوق به ماه به دلیل زیبایی، درخشش و بلندیِ جایگاه.

تأمل و رجوع نی نی غلطم

آرایه‌ای برای بیان تردید و تصحیحِ سخنِ قبلی که باعث افزایشِ پویاییِ کلام و حسِ گفتگوی درونی می‌شود.