دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۷۰۵

مولوی
ای باد سحر به کوی آن سلسله موی احوال دلم بگوی اگر یابی روی
ور زانکه ترا ز دل نباشد دلجوی زنهار مرا ندیده ای هیچ مگوی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات تداعی‌گر حال و هوای عاشقانه‌ای است که در آن، عاشق برای رساندن پیام و شرحِ حالِ پریشانِ خود، به «باد سحر» به عنوان پیام‌رسان میان خود و معشوق متوسل می‌شود. فضای حاکم بر شعر، آمیخته به اشتیاق، درماندگی و در عین حال، نوعی غرور و عزت‌نفسِ عاشقانه است.

شاعر در این قطعه، گویی در جستجوی مجالی برای ارتباط است و با لحنی التماس‌آمیز و در عین حال محتاطانه، از باد می‌خواهد که اگر فرصتی یافت، وصفِ حالِ او را نزد معشوق بازگو کند، اما اگر این واسطه، همدلی لازم را ندارد، ترجیح می‌دهد که اصلاً نامی از او برده نشود تا مبادا شخصیتِ عاشق نزد معشوق خدشه‌دار گردد.

معنای روان

ای باد سحر به کوی آن سلسله موی احوال دلم بگوی اگر یابی روی

ای نسیمِ صبحگاهی، اگر به گذرگاهِ آن معشوق که گیسوانی بلند و تاب‌دار دارد راه یافتی، لطفاً وضعیتِ آشفته و دلمرده‌ی مرا برایش بازگو کن.

نکته ادبی: سلسله موی به معنای گیسوی بلند و پیچ‌درپیچ است و باد سحر در اینجا شخصیتی نمادین به عنوان پیام‌رسان میان عاشق و معشوق دارد.

ور زانکه ترا ز دل نباشد دلجوی زنهار مرا ندیده ای هیچ مگوی

و اگر می‌بینی که در دلت ذره‌ای مهر و توجه نسبت به من نداری و نمی‌خواهی یارِ من باشی، به تو هشدار می‌دهم که اصلاً از من پیشِ او سخنی نگو و وانمود کن که هرگز مرا ندیده‌ای.

نکته ادبی: زنهار به معنای هشدار و مراقب بودن است و دلجوی به معنای کسی است که به دلِ دیگری توجه دارد یا مایه‌ی تسلای خاطر است.

آرایه‌های ادبی

نماد باد سحر

استفاده از باد سحر به عنوان پیک و پیام‌آورِ عاشق به سمت معشوق که از بن‌مایه‌های رایج شعر کلاسیک فارسی است.

کنایه سلسله موی

اشاره به گیسوانِ بلند، پیچ‌درپیچ و زیبا که صفتی برای معشوق محسوب می‌شود.

تضاد درخواستی احوال دلم بگوی / هیچ مگوی

تقابل میان خواستنِ رساندنِ پیام در بیت اول و نهی از گفتنِ آن در بیت دوم که بیانگرِ تردید و غیرتِ عاشقانه است.