دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۶۹۷

مولوی
ای آنکه صلیب دار و هم ترسائی پیوسته به زلف عنبر ترسائی
لب بر لب من به بوسه کمتر سائی آئی بر من و لیک با ترس آئی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده در بستر غزل عاشقانه جای دارد که در آن شاعر با بهره‌گیری از نمادهای مذهبی و آیینی، تصویر معشوقی را ترسیم می‌کند که هم در ظاهر و هم در رفتار، از دسترسِ عاشق دور و گریزان است. تضاد میانِ میلِ پرشور شاعر به وصال و دوریِ محتاطانه‌ی معشوق، محور اصلی این ابیات است.

شاعر با بازی زبانی بر سرِ واژه‌ی «ترسایی» (به معنای پیرو دین مسیح و همچنین به معنایِ ترسیدن و هراس داشتن)، گله‌مندیِ خود را از احتیاطِ وسواس‌گونه‌ی معشوق بیان می‌کند. فضای کلی شعر، حسرتی عاشقانه است که در آن «ترس»، نه تنها مانعِ وصال، بلکه بخشی از هویتِ دلفریب و دور از دسترسِ معشوق تصویر شده است.

معنای روان

ای آنکه صلیب دار و هم ترسائی پیوسته به زلف عنبر ترسائی

ای تو که پیرو آیین مسیحیت هستی و صلیب بر گردن داری، و حتی تماشایِ گیسوان خوش‌بو و سیاه‌رنگت نیز دل را به هراس و حیرت می‌اندازد.

نکته ادبی: تکرار واژه «ترسایی» در دو معنای متفاوت (یکی به عنوان اسم فاعل از دین مسیح و دیگری به معنایِ هراس داشتن)، جناس تام ایجاد کرده است که یکی از هنرهای زبانی شاعر برای تاکید بر دوگانگیِ شخصیت معشوق است.

لب بر لب من به بوسه کمتر سائی آئی بر من و لیک با ترس آئی

تو لب‌هایت را به ندرت بر لب‌های من برای بوسیدن می‌گذاری؛ اگرچه گاهی به دیدارم می‌آیی، اما این آمدنت همواره با بیم و هراسِ زیاد همراه است.

نکته ادبی: فعل «ساییدن» در این بیت به معنای تماسِ نرم و ملایم است که کنایه‌ای لطیف از امتناع معشوق از بوسه و وصال کامل است.

آرایه‌های ادبی

جناس تام ترسایی

استفاده از واژه ترسایی در دو معنای متفاوت (پیروی از آیین مسیح و حالتِ ترس و هراس) برای ایجاد موسیقی کلامی و عمق بخشیدن به مفهوم دوری معشوق.

ایهام صلیب دار

می‌تواند هم اشاره به نشانه مسیحیت باشد و هم کنایه از اینکه معشوق، چون صلیب، حاملِ دردی جانکاه برای عاشق است.

کنایه لب بر لب ساییدن

کنایه از بوسیدن و تمنایِ نزدیکی که به دلیلِ پرهیزِ معشوق، به ندرت رخ می‌دهد.