دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۶۹۳

مولوی
ای آنکه ره گریز می اندیشی تو پنداری که بر مراد خویشی
شه می کشدت مجوی با شه بیشی که را بکند شهنشه درویشی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه بر مفهومِ محدودیتِ اراده‌ی آدمی در برابر مشیتِ حتمی و لایزالِ الهی تأکید دارد. شاعر در فضایی عرفانی و خطاب‌گونه، به انسانِ گرفتار در دامِ توهمِ خودکامگی گوشزد می‌کند که تلاش برای گریز از تقدیر، راه به جایی نمی‌برد و آدمی همواره در چنبره‌ی اراده‌ی حضرت حق قرار دارد.

پیام بنیادین این کلام، دعوت به تسلیمِ آگاهانه و سرسپردگی در برابر فرمانِ پادشاهِ هستی است. آنجا که آدمی در می‌یابد بازیچه‌ای در دستانِ قدرتِ بی‌کرانِ الهی است، ستیز و لجاجت با آن، جز رنجِ بیهوده ثمری نخواهد داشت و یگانه راهِ رستگاری، پذیرشِ فروتنانه است.

معنای روان

ای آنکه ره گریز می اندیشی تو پنداری که بر مراد خویشی

ای کسی که پیوسته در اندیشه‌ی یافتنِ راهی برای فرار از سرنوشت یا حقیقتِ جاری در هستی هستی، تو به خطا گمان می‌بری که صاحب‌اختیارِ مطلقِ خود هستی و هرچه اراده کنی، همان رخ می‌دهد.

نکته ادبی: «ره گریز» کنایه‌ای است از تلاش برای سرپیچی از قانونِ کلیِ حاکم بر جهان. «مراد» در این سیاق به معنای خواسته و اراده‌ی شخصی به کار رفته است.

شه می کشدت مجوی با شه بیشی که را بکند شهنشه درویشی

خداوند تو را به هر سمتی که مشیت‌اش اقتضا کند می‌کشاند، پس با او در پیِ ستیز و برتری‌جویی مباش؛ چراکه آن‌کس را که خداوند بخواهد به مقامِ درویشی و فنای از خویشتن برساند، هیچ‌کس را یارای تغییرِ این سرنوشت نیست.

نکته ادبی: «شه» استعاره از پروردگار است. «بیشی» در اینجا به معنای برتری‌جویی و مقابله است. «درویشی» نمادِ فقرِ الی‌الله و خلعِ سلاح شدن در برابر قدرتِ مطلق است.

آرایه‌های ادبی

استعاره شه

شاه به معنای پادشاهِ جهان هستی و ذاتِ اقدس الهی است که قدرتِ حاکم بر تمامِ موجودات است.

تضاد مفهومی مراد خویش / شه می کشدت

تقابل میان پندارِ استقلالِ فردی (مرادِ خویش) و واقعیتِ سلطه‌ی قدرتِ الهی (کشیده شدن توسط شاه) برای تبیینِ جایگاهِ واقعیِ انسان.