دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۶۹۲

مولوی
ای آنکه تو خون عاشقان آشامی فریاد ز عاشقی و بی آرامی
ای دوست منم اسیر دشمن کامی آخر به تو باز گردد این بدنامی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بازتاب‌دهنده شکوه و گلایه عاشق از بی‌رحمی و سنگدلی معشوق است. در فضای کلی شعر، عاشق با توصیف معشوق به عنوان موجودی خون‌خوار و بی‌تفاوت، از رنج‌ها و بی‌قراری‌های بی‌شمار خود ناله سر می‌دهد و این ستمگری معشوق را عامل اصلی پریشانی خویش می‌داند.

در بخش پایانی، شاعر با زیرکی و لحنی هشدارآمیز، معشوق را متوجه می‌سازد که رنج و تباهیِ عاشق تنها گریبان‌گیر او نیست، بلکه این وضعیت در نهایت موجب بدنامی و رسواییِ خودِ معشوق در پیشگاه دیگران خواهد شد.

معنای روان

ای آنکه تو خون عاشقان آشامی فریاد ز عاشقی و بی آرامی

ای کسی که با بی‌مهری و ستم، گویی خون عاشقان را می‌نوشی؛ فریاد از این عشقِ جانکاه و بی‌قراریِ طاقت‌فرسایی که در جانم افکنده‌ای.

نکته ادبی: خون‌آشامی در اینجا استعاره از بی‌رحمیِ مفرط معشوق است. فریادِ عاشقی نشان‌دهنده استیصالِ درونیِ عاشق در مواجهه با معشوقِ سنگدل است.

ای دوست منم اسیر دشمن کامی آخر به تو باز گردد این بدنامی

ای دوست، من اسیرِ دشمنان و بدخواهانِ تو شده‌ام و آنان به مراد خود رسیده‌اند؛ بدان که در نهایت، این رسواییِ حاصل از این ستم و بدنامی، گریبان‌گیر خودِ تو نیز خواهد شد.

نکته ادبی: دشمن‌کامی به معنای دستیابی دشمن به خواسته‌های پلیدش است. شاعر با استفاده از این تعبیر، معشوق را به نوعی مسئولیت‌پذیری در برابر سرنوشتِ عاشق فرا می‌خواند.

آرایه‌های ادبی

استعاره خون آشامی

اشاره به قساوت و سنگدلیِ بی‌حد و حصر معشوق که به خون‌خواری تشبیه شده است.

ندا ای آنکه، ای دوست

استفاده از حروف ندا برای جلب توجه مستقیم معشوق و بیانِ عاطفیِ شکایت و گلایه.

کنایه دشمن کامی

به معنای پیروزی دشمن بر عاشق که موجب شرمساری و بدنامی برای معشوق می‌شود.