دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۶۸۴

مولوی
امشب منم و یکی حریف چو منی بر ساخته مجلسی برسم چمنی
جام می و شمع و نقل و مطرب همه هست ای کاش تو می بودی و اینها همه نی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بازتاب‌دهنده حس عمیق تنهایی شاعر در میان تمامی اسباب عیش و شادی است. او با توصیف فضای آراسته بزم، تأکید می‌کند که هیچ‌کدام از این خوشی‌های ظاهری بدون حضور یار، ارزش یا معنایی برای او ندارند.

کانون توجه در این سروده، حسرت و تمنای حضور معشوق است. شاعر با بهره‌گیری از زبان تضاد، ارزشِ وجودی محبوب را فراتر از تمامی لذت‌های مادی دانسته و آن‌ها را در سایه حضور او ناچیز می‌شمارد.

معنای روان

امشب منم و یکی حریف چو منی بر ساخته مجلسی برسم چمنی

امشب من و دوستی هم‌تراز و هم‌نشین با خود در کنار هم هستیم؛ مجلسی با صفا و سرسبزی یک باغ برای خود تدارک دیده‌ایم.

نکته ادبی: حریف در اینجا به معنای هم‌نشین و هم‌پیاله است و بر ساخته به معنای فراهم کردن و آراستنِ بزم است.

جام می و شمع و نقل و مطرب همه هست ای کاش تو می بودی و اینها همه نی

تمام اسبابِ عیش مانند جام شراب، شمع، تنقلات و نوازنده فراهم است؛ اما ای کاش تو حضور داشتی و هیچ‌کدام از این وسایلِ شادی نبود.

نکته ادبی: نقل در ادبیات کهن به معنای خوراکی‌های شیرین و تنقلاتی است که در مجلس بزم همراه با شراب می‌خورده‌اند.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) تو می‌بودی / این‌ها همه نی

شاعر با تقابل حضور یار و اسباب مادی بزم، برتری مطلق محبوب را بر تمامی لذت‌های ظاهری نشان می‌دهد.

تشبیه برسم چمنی

شاعر محیط مجلس را به باغ و چمن تشبیه کرده تا صفا و طراوت محفل را تداعی کند.