دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۶۸۳

مولوی
امشب که فتاده ای به چنگال رهی بسیار طپی ولیک دشوار رهی
والله نرهی ز بنده ای سرو سهی تا سینه به این دل خرابم ننهی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگرِ اشتیاقِ سوزان و جسارتِ عاشقانه‌ای است که در آن، عاشق با اطمینانی برخاسته از عمقِ جان، گریزِ محبوب را از بندِ عشق ناممکن می‌داند. فضا، فضایی است آکنده از کشمکشِ عاشقانه و تسلیمِ ناگزیرِ معشوق در برابرِ نیرویِ جاذبه‌یِ دلدادگی.

شاعر در اینجا با لحنی قاطع و در عین حال دل‌برانه، پیوندِ میانِ خود و محبوب را چونان دامی ناگسستنی ترسیم می‌کند و رهایی از این مرتبه از عشق را تنها در گروِ وصال و هم‌آغوشی می‌داند.

معنای روان

امشب که فتاده ای به چنگال رهی بسیار طپی ولیک دشوار رهی

امشب که در چنگالِ مسیرِ عشق گرفتار شده‌ای، هرچقدر هم که برای رهایی دست و پا بزنی و تلاش کنی، گریز از این بند برایت بسیار دشوار است.

نکته ادبی: واژه «طپی» از مصدرِ کهنِ «طپیدن» به معنای تپیدن و بی‌قراری کردن است. «رهی» در این بیت در هر دو مصراع به معنای راه و مسیرِ عشق است که تکرار آن بر دشواریِ این مسیر تأکید دارد.

والله نرهی ز بنده ای سرو سهی تا سینه به این دل خرابم ننهی

سوگند به خدا که تو ای محبوبِ بلندقامت و زیبا، تا زمانی که به این عاشقِ دل‌شکسته مهر نورزی و خود را به او نسپاری، از قیدِ این بنده رهایی نخواهی یافت.

نکته ادبی: «سرو سهی» استعاره‌ای فاخر و کهن برای محبوبِ موزون و بلندبالاست. فعل «نرهی» (از مصدر رهیدن) در اینجا به معنای آزاد نشدن از بندِ عشقِ عاشق است.

آرایه‌های ادبی

استعاره سرو سهی

تشبیه محبوب به درختِ سرو به دلیلِ قدِ کشیده و موزون.

کنایه دل خراب

اشاره به قلبی که از شدتِ دوری و عشق، ویران و آزرده شده است.

مجاز چنگال

اشاره به بند و قیدِ عشق که همچون چنگالِ صیاد، گرفتارکننده است.