دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۶۷۳

مولوی
از شادی تو پر است شهر و وادی از روی زمین و آسمان را شادی
کس را گله ای نیست ز تو جز غم را کز غم همه را بداده ای آزادی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات فضایی سرشار از امید و شور و شعف را ترسیم می‌کنند که ناشی از حضور شخصیتی محبوب یا تأثیرگذار است. شاعر با زبانی ستایش‌آمیز بیان می‌کند که چگونه یک وجود مبارک می‌تواند تمام فضای عالم، از شهر تا بیابان و از زمین تا آسمان را تحت تأثیر نور و شادی خود قرار دهد و سیاهیِ اندوه را از میان بردارد.

در لایه‌ای عمیق‌تر، شاعر با به‌کارگیری هنرِ تشخیص، «غم» را به عنوان تنها موجودی معرفی می‌کند که از این فضای شادمانه متضرر شده است. این تصویرسازی هوشمندانه، قدرتِ بی‌نظیر آن شخص در رهانیدنِ آدمیان از چنگالِ افسردگی و تیرگی را با تکیه بر یک پارادوکسِ ادبی به کمال نشان می‌دهد.

معنای روان

از شادی تو پر است شهر و وادی از روی زمین و آسمان را شادی

تمام شهر و دشت‌ها از شادیِ وجود تو لبریز شده است؛ به گونه‌ای که گویی شادمانی بر تمام پهنه‌ی زمین و سقف آسمان سایه افکنده و عالم را فرا گرفته است.

نکته ادبی: واژه‌ی «وادی» در کنار «شهر» برای ایجاد گستره‌ای وسیع (تمامی عالم) به‌کار رفته و از نظر ادبی، تمایزِ میانِ مکان‌های مسکونی و غیرمسکونی را برای تأکید بر شمولیت و همگانی بودنِ شادی در نوردیده است.

کس را گله ای نیست ز تو جز غم را کز غم همه را بداده ای آزادی

هیچ‌کس از تو شکایتی ندارد مگر خودِ «اندوه»؛ زیرا تو با حضورِ خود، همگان را از بندِ غم و رنج رهایی بخشیده‌ای و تنها اندوه است که از این آزادیِ عمومی متضرر شده و گله‌مند است.

نکته ادبی: آرایه‌ی «تشخیص» در اینجا مشهود است؛ شاعر «غم» را به انسانی تشبیه کرده که قابلیتِ گله و شکایت دارد و از رهاییِ انسان‌ها ناخشنود است.

آرایه‌های ادبی

تشخیص (شخصیت‌بخشی) کس را گله ای نیست ز تو جز غم را

شاعر به مفهومِ انتزاعیِ «غم» جان بخشیده و آن را موجودی می‌داند که توانِ گله‌مندی و شکایت دارد.

مبالغه (اغراق) پر است شهر و وادی / از روی زمین و آسمان را شادی

گستراندنِ مفهومِ شادی به تمام ابعاد هستی (زمین و آسمان) برای نشان دادن شدتِ تأثیرگذاریِ مخاطبِ شعر.

تناقض (پارادوکس) کز غم همه را بداده ای آزادی

اینکه رهایی‌بخشیدنِ همگان از غم، باعثِ نارضایتیِ خودِ «غم» شده است، نوعی تضادِ لطیفِ ادبی ایجاد کرده است که بر پیروزیِ مطلقِ شادی دلالت دارد.