دیوان شمس - رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۶۷۱
مولویدرک و برداشت
هوش مصنوعیدرونمایه و پیام
در این ابیات، شاعر به گفتگوی عاشقانه با معشوق پرداخته و او را به خاطر دوریگزینی و شکایت از رنجهای عاشق، سرزنش میکند. فضای حاکم بر شعر، آمیزهای از گلایه و اشتیاق است که در آن عاشق سعی دارد معشوق را به بازگشت و شکرگزاری برای لحظات وصال ترغیب کند.
مضمون اصلی، تقابل میان ترس از یادآوری گذشته و لذتِ وصل است. عاشق با بیانی لطیف، معشوق را دعوت میکند تا از گریز و هراس دست بردارد و به جای اندیشیدن به رنجها، به زیباییهای پیوند و اتحاد بیاندیشد.
معنای روان
چرا از رنج و اندوه ما شکایت میکنی؟ بهتر است که با شکرگزاری برای موهبتِ وصال، شادمان باشی.
نکته ادبی: واژه "فریاد" در ادبیات کلاسیک غالباً به معنای دادخواهی و شکایت به کار میرود و در اینجا به معنایِ گله کردن است.
چرا از ما فرار میکنی و فریادِ جدایی سر میدهی؟ آیا میترسی که با یادآوریِ مداومِ وصال، دوباره دلت گرفتار عشق شود؟
نکته ادبی: ترکیب "داد کردن" در اینجا به معنای شکایت کردن و به فریاد آمدن است و نشاندهندهی واکنشِ معشوق در برابر پیشرویِ عاشق است.
آرایههای ادبی
شاعر با کنار هم قرار دادن مفاهیم اندوه و شادی، بر لزومِ جایگزینیِ شکایت با شکرگزاری تأکید کرده است.
به معنای فریاد زدن و گلایه کردن است که برای نشان دادن واکنشِ ناخوشایندِ معشوق به کار رفته است.