دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۶۷۰

مولوی
از خلق ز راه تیزهوشی نرهی وز خود ز سر سخن فروشی نرهی
ز این هر دو اگر سخت نکوشی نرهی از خلق وز خود جز به خموشی نرهی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به یکی از بنیادهای اخلاقی و عرفانی اشاره دارد که همان رهایی از بندِ خلق و بندِ خویشتن است. شاعر با زبانی اندرزگونه بیان می‌کند که هوشِ ظاهری و فضل‌فروشی، هیچ‌کدام راهگشای انسان برای رسیدن به آزادیِ حقیقی و معنوی نیستند و تنها با مجاهدتِ درونی می‌توان از این مهلکه‌ها گریخت.

مضمون محوریِ این قطعه، دعوت به سکوت و پرهیز از هیاهوست. نویسنده تأکید دارد که رهایی از فشارهای بیرونی (جامعه) و درگیری‌های ذهنی (خودِ کاذب)، تنها در گروِ جدیت در سلوک و اختیار کردنِ خاموشیِ عارفانه ممکن است.

معنای روان

از خلق ز راه تیزهوشی نرهی وز خود ز سر سخن فروشی نرهی

تو هرگز با تکیه بر زیرکی و هوشِ مادی نمی‌توانی از قیدِ وابستگی به مردم رها شوی؛ همچنین با پرحرفی و فخرفروشی نیز راهی برای آزادی از بندِ خویشتن و خودپرستی نخواهی یافت.

نکته ادبی: واژه تیزهوشی در اینجا به معنای مکر و حیلتِ دنیوی است و سخن‌فروشی کنایه از خودنمایی و نمایشِ دانش است که مانعِ رسیدن به حقیقت می‌شود.

ز این هر دو اگر سخت نکوشی نرهی از خلق وز خود جز به خموشی نرهی

اگر برای رهایی از این دو مانع (قیدِ مردم و بندِ خودخواهی) با جدیت تلاش نکنی، هرگز به آزادیِ حقیقی دست نخواهی یافت؛ زیرا راهِ نجات از این گرفتاری‌ها، تنها در سکوت و پیش گرفتنِ خاموشی است.

نکته ادبی: خموشی در اینجا فراتر از سکوتِ لفظی، به معنای آرامشِ درونی و بازداشتنِ نفس از تکاپویِ بیهوده است.

آرایه‌های ادبی

تکرار (ردیف) نرهی

استفاده از واژه نرهی در پایان تمام مصراع‌ها، بر ضرورتِ تلاش برای رهایی و دوری از غفلت تأکید می‌کند.

تضاد مفهومی تیزهوشی و سخن‌فروشی در برابر خموشی

شاعر تقابل میانِ ابزارهای دنیوی (هوش و سخن) و راهکارِ عرفانی (خموشی) را برای رسیدن به کمال نشان داده است.