دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۶۶۹

مولوی
از چهرهٔ آفتاب مهوش گردی وز صحبت کبریت تو آتش گردی
تو جهد کنی که ناخوشی خوش گردد او خوش نشود ولی تو ناخوش گردی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به تأثیر عمیق و انکارناپذیر معاشرت بر روح و روان آدمی اشاره دارد و هشدار می‌دهد که تلاش برای تغییر دادن ماهیتِ ذاتیِ دیگران، نه تنها بی‌ثمر است، بلکه آسیبی جبران‌ناپذیر به فردِ تلاش‌گر وارد می‌کند.

شاعر در این کلام، پرده از حقیقتی تلخ برمی‌دارد: انسان‌هایی که با نیت خیر به اصلاحِ محیط یا افراد نامناسب می‌پردازند، غالباً به جای تغییرِ آنان، خود دچار فرسودگی، تلخی و تیرگیِ اخلاق می‌شوند و از کمالِ پیشین خود فاصله می‌گیرند.

معنای روان

از چهرهٔ آفتاب مهوش گردی وز صحبت کبریت تو آتش گردی

اگر تو همچون خورشید درخشان و زیبا باشی، اما با افرادِ فرومایه یا ناپایدار (که در اینجا به کبریت تشبیه شده‌اند) همنشین شوی، سرانجام تحت تأثیر طبیعتِ سوزان و ناآرام آن‌ها قرار گرفته و از درخشش و کمالِ خود باز می‌مانی.

نکته ادبی: واژه 'کبریت' در اینجا استعاره از همراهی با عناصرِ ناسازگار و یا افرادی است که با طبیعتِ لطیفِ مخاطب تضاد دارند و موجب سوختن یا تغییر ماهیتِ او می‌شوند.

تو جهد کنی که ناخوشی خوش گردد او خوش نشود ولی تو ناخوش گردی

تو تمام توان و تلاش خود را به کار می‌گیری تا وضعیتی ناخوشایند یا فردی با خویِ بد را به نیکی و خوشی تغییر دهی؛ اما در نهایت می‌بینی که او هیچ تغییری نکرده است، در حالی که خودِ تو به خاطر این تقلا و ناکامی، خسته و ناخوش‌احوال شده‌ای.

نکته ادبی: تکرار واژه‌های 'خوش' و 'ناخوش' در این بیت، آرایه تضاد (طباق) زیبایی ایجاد کرده که شکستِ عملیِ فرد را در رسیدن به هدفش به‌خوبی نشان می‌دهد.

آرایه‌های ادبی

استعاره آفتاب مهوش

تشبیه شخصیتِ والا و درخشانِ انسان به خورشیدی که ویژگی‌های ماه را نیز دارد (زیبایی و درخشش).

تضاد (طباق) خوش و ناخوش

به کار بردن متضاد این دو کلمه برای نشان دادن تفاوتِ وضعیتِ آرمانی و نتیجه‌ی واقعیِ تلاشِ فرد.

نمادپردازی کبریت

نمادی برای همنشینِ نااهل یا محرکی که باعث سوختن و نابودیِ آرامشِ انسان می‌شود.