دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۶۶۷

مولوی
از آب و گلی نیست بنای چو توئی یارب که چه هاست از برای چو توئی
گر نعره زنانی تو برای چو ویی لبیک کنانست برای چو توئی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اثر در ستایشِ مقامِ والای مخاطب سروده شده و بر این نکته تأکید دارد که وجودِ چنین شخصیتی فراتر از حدودِ آفرینشِ عادی و مادی است. شاعر با زبانی فاخر، تفاوتِ بنیادینِ وجودِ این شخص را با سایرین تبیین می‌کند و به جایگاهِ استثنایی او در هستی اشاره دارد.

در بخش دوم، پیوندی عمیق و روحانی میان دو عاشق ترسیم شده است؛ جایی که فریادِ طلب و اشتیاقِ یکی، با پاسخِ فوری و عاشقانهٔ دیگری همراه می‌شود و این تقارنِ روحانی، نشان‌دهندهٔ هم‌ترازی و هماهنگیِ بی‌نظیرِ میان آن دو است.

معنای روان

از آب و گلی نیست بنای چو توئی یارب که چه هاست از برای چو توئی

آفرینشِ وجودِ بی‌همتایی چون تو، از جنسِ آب و گِلِ معمولی نیست؛ تو فراتر از حدودِ مادیِ آفرینش هستی.

نکته ادبی: آب و گِل کنایه از مادهٔ اولیّهٔ خلقت انسان و اشاره به خاکی بودنِ مرسوم است که در تقابل با ذاتِ برترِ مخاطب قرار گرفته.

گر نعره زنانی تو برای چو ویی لبیک کنانست برای چو توئی

پروردگارا، چه جایگاه و چه شکوهِ پنهانی برای وجودی به عظمتِ تو در هستی در نظر گرفته شده است.

نکته ادبی: استفاده از عبارتِ چه‌ها اشاره به عظمت و اسرارِ ناپیدایِ خلقت دارد.

آرایه‌های ادبی

کنایه آب و گِل

اشاره به سرشتِ مادی و خاکیِ انسان در تقابل با ذاتِ برترِ مخاطب.

تلمیح لبیک

اشاره به پاسخِ بنده به ندای الهی که در اینجا نمادی از پاسخِ عاشق به معشوق است.

تشبیه چو توئی

تأکید بر یگانگی و استثنایی بودنِ وجودِ مخاطب.