دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۶۶۳

مولوی
آنی تو که در صومعه مستم داری در کعبه نشسته بت پرستم داری
بر نیک و بد تو مر مرا دستی نیست در دست توام تا بچه دستم داری

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر تصویری از تسلیم محض و فنای عاشق در برابر معشوق ترسیم می‌کند. گویی اراده و اختیار عاشق به تمامی در دست معشوق است و او خود هیچ نقشی در تغییر احوالش ندارد. شاعر معتقد است که تمام حالات او، اعم از مستی عرفانی در صومعه و یا بت‌پرستی در کعبه، همه به فرمان و اراده‌ی معشوق است.

این شعر بازتابی از تفکر عرفانی است که در آن، عاشق معتقد است که تمامی نیکی‌ها و بدی‌ها و احوالاتش، جلوه‌ای از مشیت معشوق است و او تنها ابزاری در دست اوست. به همین دلیل، از قضاوت درباره خود دست کشیده و خود را کاملاً به اراده‌ی معشوق سپرده است.

معنای روان

آنی تو که در صومعه مستم داری در کعبه نشسته بت پرستم داری

تو آن کسی هستی که در صومعه مرا مستِ عشق می‌کنی و در کعبه نیز، در حالی که نشسته‎‌ام، مرا به بت‌پرستی وامی‌داری.

نکته ادبی: تضاد میان صومعه و کعبه، و مستی و بت‌پرستی برای بیان این است که معشوق در هر مکانی و هر حالتی، فرمانروا و گرداننده احوال عاشق است.

بر نیک و بد تو مر مرا دستی نیست در دست توام تا بچه دستم داری

من هیچ تسلط و اراده‌ای بر انجام کارهای خوب یا بد خود ندارم؛ کاملاً در اختیار تو هستم، پس هرطور که می‌خواهی با من رفتار کن.

نکته ادبی: عبارت «مر مرا دستی نیست» کنایه‌ای از نداشتن اختیار و قدرت عمل و تصمیم‌گیری است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) صومعه و کعبه، مستی و بت‌پرستی

قرار دادن مفاهیم متضاد در کنار هم برای بیان اینکه تمام حالات عاشق، وابسته به اراده معشوق است.

کنایه دستی داشتن

اشاره به داشتن اختیار، قدرت و تواناییِ انجام کار.