دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۶۶۲

مولوی
آن میوه توئی که نادر ایامی بتوان خوردن هزار من در خامی
بر ما مپسند هجر و دشمن کامی کاخر به تو باز گردد این بدنامی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر محور ستایش محبوب و بیان جایگاه یگانه او در هستی سروده شده است. شاعر با تشبیهی لطیف، محبوب را به میوه‌ای نادر تشبیه می‌کند که بهره‌مندی از آن در هر حالی، حتی پیش از رسیدن و کمال، لذت‌بخش و مایه کمال است.

در بخش دوم، شاعر با لحنی عتاب‌آمیز و در عین حال ملتمسانه، محبوب را از روا داشتنِ دوری و رنج بر عاشق برحذر می‌دارد. او با هوشمندی، پیوندی اخلاقی میان رفتار محبوب و قضاوت مردم برقرار می‌کند و هشدار می‌دهد که ظلم به عاشق، در نهایت لکه‌ای بر دامن محبوب نیز خواهد نشاند.

معنای روان

آن میوه توئی که نادر ایامی بتوان خوردن هزار من در خامی

تو آن محبوب بی‌مانندی هستی که در روزگار بسیار کمیاب است؛ آن‌قدر وجودت دلپذیر است که حتی در دوران نپختگی و بی‌تجربگی نیز می‌توان از فیض وجودت به حد بسیار زیادی بهره‌مند شد و لذت برد.

نکته ادبی: نادر ایام به معنای نایاب در زمانه است. من واحد وزن قدیمی است که در اینجا برای نشان دادن کثرت و فراوانیِ بهره‌مندی به کار رفته است. خامی در اینجا استعاره از جوانی و بی‌تجربگیِ معشوق است.

بر ما مپسند هجر و دشمن کامی کاخر به تو باز گردد این بدنامی

برای ما دوری از خود و پیروزی دشمنانمان را نپسند و روا مدار؛ چرا که سرانجامِ این بی‌مهری، سرافکندگی و بدنامی برای خودِ تو نیز به همراه خواهد داشت و در نگاه مردم، تو ظالم شمرده می‌شوی.

نکته ادبی: دشمن‌کامی ترکیبی است به معنای به کام و مراد رسیدن دشمن؛ یعنی زمانی که دشمن از رنجِ عاشقِ تو خوشحال شود. بدنامی به معنای لکه‌دار شدن شهرت محبوب است.

آرایه‌های ادبی

استعاره (تشبیه) میوه

تشبیه محبوب به میوه‌ای نادر برای تأکید بر ارزشمندی و جذابیت او.

مبالغه هزار من

اغراق در بیان میزان بهره‌مندی و لذت از وجود محبوب، حتی در حالت نپختگی.

ایهام و مراعات نظیر خامی

خامی در معنای لغوی با میوه مرتبط است (کالی) و در معنای استعاری به معنای ناپختگی و بی‌تجربگی محبوب است.