دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۶۶۰

مولوی
آن روی ترش نگر چو قندستانی وان چشم خوشش نگر چو هندوستانی
پیش قد او صف زده سروستانی پیش کف او شکسته هر دستانی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات در ستایش و توصیف زیبایی خیره‌کننده و سخاوت بی‌کران محبوب سروده شده است. شاعر با بهره‌گیری از تصویرسازی‌های طبیعت‌گرایانه و انتساب محبوب به سرزمین‌های دور و خیال‌انگیز، او را در مقامی فراتر از همگان می‌نشاند.

فضای حاکم بر شعر، فضایی ستایش‌آمیز و مشحون از شور و حیرت است که در آن، زیبایی ظاهری و بخشندگی محبوب با اغراق‌های هنرمندانه در هم آمیخته و شکوهی خاص به تصویر کشیده شده است.

معنای روان

آن روی ترش نگر چو قندستانی وان چشم خوشش نگر چو هندوستانی

به آن چهره‌ای که در ظاهر گرفته و تند به نظر می‌رسد، نگاه کن که گویی سرچشمه شیرینی و قند است؛ و به آن چشمان دلربای او بنگر که همچون زیبایی مردمان هند، سیاه و سحرانگیز است.

نکته ادبی: واژه‌های «قندستانی» و «هندوستانی» از ساختار اسم به همراه یای نسبت تشکیل شده‌اند که در اینجا برای تشبیه ویژگی‌های صورت (شیرینی) و چشم (سیاهی و سحر) به کار رفته‌اند.

پیش قد او صف زده سروستانی پیش کف او شکسته هر دستانی

در برابر قد بلند و موزون او، درختان سرو همچون سپاهی تسلیم به صف ایستاده‌اند و در برابر دست‌ودلبازی و کرم او، هر دست دیگری ناتوان و بی‌مقدار است.

نکته ادبی: «سروستانی» به معنای بوستانِ سرو است و به زیبایی، قدِ محبوب را بلندتر از تمام سروها نشان می‌دهد. واژه «دستانی» در اینجا اشاره به ناتوانی و شکستِ دست‌های دیگران در برابر سخاوت او دارد.

آرایه‌های ادبی

تشبیه روی ترش به قندستانی / چشم به هندوستانی

تشبیه صورت به قندستان برای بیان شیرینی و چشم به هندوستان برای بیان سیاهی و رمزآلودگی زیبایی.

اغراق صف زده سروستانی / شکسته هر دستانی

شاعر با اغراق بیان می‌کند که زیبایی قد محبوب، درختان سرو را به تسلیم واداشته و سخاوت او، دستان دیگران را در برابرش ناتوان کرده است.

تضاد روی ترش / قندستانی

تقابل میان ظاهرِ به ظاهر گرفته و تندِ محبوب با باطن شیرین او که به قند تشبیه شده است.