دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۶۵۹

مولوی
آن روز که دیوانه سر و سودائی در سلسلهٔ دولتیان می آئی
امروز از آن سلسله زان محرومی کامروز تو عاقلی و کارافزائی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر به تقابل میان «عقل مصلحت‌اندیش» و «دیوانگی عاشقانه» می‌پردازد. مقصود اصلی شاعر این است که دلبستگی به عقلانیتِ دنیوی و مشغولیتِ بیش از حد به کارهای مادی، حجابی ضخیم است که انسان را از پیوند با عالم معنا و ورود به جمعِ اهل‌دلان باز می‌دارد.

در حقیقت، شاعر با رویکردی عرفانی، «جنون» و شیدایی را نه یک آسیب، بلکه شرطِ لازم برای پیوستن به زنجیره‌ی سعادتمندان و عارفان می‌داند؛ حال آنکه عقلِ مادی و خودخواه، فرد را از این خجستگیِ معنوی و قربِ الهی دور و محروم می‌سازد.

معنای روان

آن روز که دیوانه سر و سودائی در سلسلهٔ دولتیان می آئی

آن‌گاه که در وجودت شور و شیداییِ عاشقانه پدیدار شود و از بندِ عقلِ مصلحت‌سنج رها شوی، آن زمان شایستگیِ ورود به جمعِ نیک‌بختان و اهلِ طریقت را خواهی یافت.

نکته ادبی: واژه «سودائی» در اینجا به معنای کسی است که در سر، سودای عشق دارد و اشاره به جنونِ عرفانی است. «سلسله» نیز نمادی از طریقتی است که سالکان را به هم پیوند می‌دهد.

امروز از آن سلسله زان محرومی کامروز تو عاقلی و کارافزائی

امروز که با عقلِ سرد و حسابگرِ دنیوی به کار و پیشه مشغول گشته‌ای، از آن جمعِ سعادتمند فاصله گرفته‌ای و دیگر راهی به آن حریمِ معنوی نداری.

نکته ادبی: واژه «کارافزائی» در اینجا کنایه از غرق شدن در امور روزمره و مشغولیت‌های دنیوی است که مانعِ رسیدن به ساحتِ شهود می‌گردد.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) دیوانه - عاقل

شاعر با تقابل میان این دو واژه، تفاوتِ بنیادین میانِ ساحتِ عشق (که راهِ رستگاری است) و ساحتِ عقلِ مادی (که مانعِ رسیدن است) را آشکار کرده است.

استعاره سلسله

اشاره به طریقِ معنوی و زنجیره‌یِ پیوندِ پیروانِ یک مکتب یا طریقت است که عارفان را به یکدیگر متصل می‌کند.