دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۶۵۸

مولوی
آن رطل گران را اگر ارزان کنیی اجزای جهان را همگی جان کنیی
ور زان لب خیره شکرافشان کنیی که را به مثال ذره رقصان کنیی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با زبانی نمادین و عرفانی، به قدرت دگرگون‌کننده عشق و فیض الهی اشاره دارد. شاعر در این قطعه بیان می‌کند که چگونه تجلیات محبوب می‌تواند دشواری‌های وجود را به آسانی تبدیل کند و هستیِ ساکن را به شور و حیات وادارد.

در واقع، محور اصلی این سخن، توصیف حالتی است که در آن، لطف و سخن محبوب، تمامِ ذرات عالم را از حالت سکون به در می‌آورد و آنان را در جذبه و رقصی عرفانی، هم‌نوا با نورِ حق می‌سازد.

معنای روان

آن رطل گران را اگر ارزان کنیی اجزای جهان را همگی جان کنیی

اگر آن جام سنگین و دشوارِ عشق را به آسانی در دسترسِ مشتاقان قرار دهی، به تمام اجزای هستی حیات و جان تازه‌ای خواهی بخشید.

نکته ادبی: رطل گران در اینجا استعاره از شراب معرفت یا بار سنگینِ عشق است که تحمل آن دشوار است و کنایه از تجلیات سنگین الهی دارد.

ور زان لب خیره شکرافشان کنیی که را به مثال ذره رقصان کنیی

و اگر آن لبانِ حیرت‌آفرین تو، شهدِ عشق و سخنِ شیرینِ خود را نثار کنند، هر موجودی را چنان به شور و حال می‌آوری که مانند ذره‌ای غبار در آفتاب، به رقص و حرکت در می‌آید.

نکته ادبی: ذره رقصان یکی از نمادهای مهم عرفانی است؛ اشاره به ذرات غبار که در پرتو آفتاب به رقص درمی‌آیند و تمثیلی است از عاشقان در تجلیِ انوارِ حق.

آرایه‌های ادبی

استعاره رطل گران

استعاره از عشقِ عمیق و باده‌ی معرفت که به دلیل سنگینی و عمقِ معنا، هر کس توانِ تحملِ آن را ندارد.

تشبیه به مثال ذره رقصان

تشبیه عارفان و عاشقان به ذراتِ معلق در پرتو خورشید برای نشان دادنِ شور و حرکتی که از تجلی محبوب در آن‌ها ایجاد شده است.

کنایه شکرافشان

کنایه از سخن گفتنِ شیرین، فیض‌رسانی و یا جاری شدنِ انوارِ کلامِ محبوب بر جانِ عاشق.