دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۶۵۷

مولوی
آن را که نکرد ز هر سود ایساقی آن زهر نبود می نمود ایساقی
چون بود رونده شد نبود ایساقی میها نوشد ز بحر جود ایساقی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

مضمون اصلی این ابیات، گذر از نگاه ظاهری به هستی و رسیدن به درک باطنی از وقایع است. شاعر معتقد است که رخدادهای به ظاهر ناگوار یا تلخ در مسیر سلوک، در واقع نشانه‌هایی از فضل و رحمت الهی هستند که توسط پیر و مرشد (ساقی) به سالک نمایانده می‌شود تا جانش را از ناپاکی‌ها تطهیر کند.

در این فضا، سالک با قطع امید از سودهای دنیوی، خود را به دست ساقیِ معنوی می‌سپارد و از دریای بیکرانِ بخششِ حق، شرابِ معرفت می‌نوشد. در حقیقت، تغییر نگاه سالک، باعث می‌شود که هر آنچه پیش‌تر مهلک و زهرآگین می‌نمود، اکنون همچون شفایی روحانی جلوه کند.

معنای روان

آن را که نکرد ز هر سود ایساقی آن زهر نبود می نمود ایساقی

کسی که از سودهای دنیوی و منافعِ مادی دل بریده است، درمی‌یابد که آنچه پیش‌تر زهر و مهلک به نظر می‌رسید، در واقع زهر نبود، بلکه تجلی‌گاه حق بود که برای آزمون یا تطهیر، چنین صورت و ظاهری یافته بود.

نکته ادبی: تضاد میان واژه «زهر» و «می» در مصراع دوم، هسته مرکزی معنایی این بیت است که به دگرگونی نگاه سالک اشاره دارد.

چون بود رونده شد نبود ایساقی میها نوشد ز بحر جود ایساقی

وقتی آن سالک در مسیرِ شدن و کمال گام نهاد، دیگر خودِ محدودِ پیشین باقی نماند؛ چرا که اکنون در حال نوشیدنِ شرابِ معرفت از دریای بیکرانِ بخشش و کرمِ الهی است.

نکته ادبی: «رونده» به معنای سالکی است که در راه سلوک قدم برداشته و در حال گذر از خویشتنِ خویش است.

آرایه‌های ادبی

تضاد زهر و می

قرار گرفتن این دو مفهوم در کنار هم، نشان‌دهنده دگرگونی نگاه سالک است که تلخی‌ها را در پایان مسیر به شیرینی معرفت بدل می‌کند.

استعاره بحر جود

تشبیه بخشش و کرمِ بی‌کرانِ الهی به اقیانوسی بی‌پایان که ظرفیتِ نوشیدنِ مدامِ معرفت را برای سالک فراهم می‌آورد.

ردیف ای ساقی

تکرارِ این عبارت در پایانِ ابیات، خطاب قرار دادنِ پیرِ مرشد یا مقامِ عشق برای دریافتِ فیضِ مدام است.