دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۶۵۵

مولوی
آن خوش باشد که صاحب تمییزی بی آنکه بگویند و بگوید چیزی
بی گفت و تقاضا برسد مهمانرا تروندهٔ خوش ز صاحب پالیزی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به ستایش فضیلت درک متقابل و خردمندی در روابط انسانی می‌پردازد. شاعر معتقد است که اوج کمال و بزرگواری در این است که انسان بدون نیاز به درخواست یا کلام، نیاز دیگران را دریابد و با بزرگی و سخاوت به آنان رسیدگی کند.

فضای حاکم بر این سخن، فضایی از ادب، متانت و انسانیت است. این کلام به ما می‌آموزد که در برخوردهای اجتماعی، آنچه پیوندها را استوارتر می‌کند، هوشمندی در شناختِ بی‌واسطه نیازها و پیش‌دستی در مهربانی است.

معنای روان

آن خوش باشد که صاحب تمییزی بی آنکه بگویند و بگوید چیزی

آن انسان دارای کمال و خرد است که قدرت تشخیص و درک بالایی دارد؛ به طوری که بدون آنکه لازم باشد کسی به او چیزی بگوید یا خودش درخواستی را به زبان بیاورد، امور را درک کرده و عمل می‌کند.

نکته ادبی: ترکیب صاحب تمییز به معنای کسی است که قدرت تمایز نهادن میان حق و باطل یا درکِ ظرافت‌های موقعیت را دارد.

بی گفت و تقاضا برسد مهمانرا تروندهٔ خوش ز صاحب پالیزی

بدون آنکه مهمان لب به سخن بگشاید یا درخواستی داشته باشد، از سوی صاحب‌خانه که همانندِ باغبانِ پرمهر است، هدیه یا پذیرایی دلنشینی به او تقدیم می‌شود.

نکته ادبی: واژه پالیز به معنای بوستان و جالیز است و در اینجا استعاره از سفره و دارایی میزبان است که با سخاوت، محصول آن را به مهمان پیشکش می‌کند.

آرایه‌های ادبی

کنایه صاحب پالیز

کنایه از فرد کریم و مهمان‌نوازی که با گشاده‌دستی از مهمان پذیرایی می‌کند.

تناسب مهمان و پالیز

رعایت مراعات‌نظیر بین مفهوم پذیرایی (مهمان) و محصولات باغی (پالیز) برای تصویرسازی فضای مهمانی.