دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۶۵۱

مولوی
یارب تو مرا به نفس طناز مده با هر چه بجز تست مرا ساز مده
من در تو گریزان شدم از فتنهٔ خویش من آن توام مرا به من باز مده

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات نجوایی عارفانه و عاشقانه با پروردگار است که در آن شاعر از رنج‌های برخاسته از درون و تعلقات دنیوی به آستان الهی پناه می‌برد. فضای حاکم بر این سخن، خضوع و تسلیم محض در برابر حق و بیزاری از خودخواهی و نفس‌پرستی است.

شاعر در جستجوی رهایی از بند نفسِ فریبنده است و تنها راه نجات را اتصال به وجود لایزال الهی می‌داند تا از آشوبِ درونی که ساخته و پرداخته‌ی نفس خویش است، رهایی یابد.

معنای روان

یارب تو مرا به نفس طناز مده با هر چه بجز تست مرا ساز مده

ای پروردگار من، مرا به دستِ نفسِ فریبنده و سرکش خود مسپار و انس و دلبستگیِ مرا به هیچ چیز، جز ذاتِ مقدس خودت قرار مده.

نکته ادبی: واژه طناز در اینجا به معنای فریبنده و عشوه‌گر است و برای توصیف نفس به کار رفته تا ماهیتِ گمراه‌کننده آن را نشان دهد. ترکیب ساز مده نیز به معنای الفت و دوستی ندادن است.

من در تو گریزان شدم از فتنهٔ خویش من آن توام مرا به من باز مده

من برای رهایی از آشوب‌ها و بلاهایی که نفسِ خودم برایم پدید می‌آورد، به تو پناه آورده‌ام؛ حال که من متعلق به تو هستم، مرا دوباره به اسارتِ خودخواهی و وجودِ محدودِ خودم باز مگردان.

نکته ادبی: فتنه خویش کنایه از رنج‌ها و گناهانی است که از درونِ انسان برمی‌خیزد. در اینجا باز مگرداندن به خود، استعاره از رها کردن انسان به حال خویش است که از نظر عارفان عینِ گمراهی است.

آرایه‌های ادبی

استعاره نفس طناز

نفس که امری انتزاعی است، به انسانی فریبنده و عشوه‌گر تشبیه شده است.

کنایه به من باز مده

کنایه از واگذار کردن انسان به حال خویش و دور کردن او از فیض و رحمت الهی.