دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۶۴۸

مولوی
هین نوبت صبر آمد و ماه روزه روزی دو مگو ز کاسه و از کوزه
بر خوان فلک گردد پی دریوزه تا پنبهٔ جان باز رهد از غوزه

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر با بهره‌گیری از فضای ماه مبارک رمضان، مخاطب را به دوری از اشتغالات مادی و تمرکز بر تزکیه نفس دعوت می‌کند. ماه روزه در نظر او، فرصتی طلایی برای تمرین شکیبایی و قطع تعلق از نیازهای تن و خورد و خوراک است تا جان بتواند از بندهای دنیوی رها شود.

مفهوم محوری این کلام، گذار از دلبستگی‌های جسمانی به سمت تعالی روحی است. جان آدمی در حالت عادی اسیرِ قفسِ تن است و برای بقای جسم، خود را خوار می‌سازد؛ اما با فرا رسیدن روزه، مجالی پیش می‌آید که این پنبهٔ جان از غوزهٔ بدن بیرون آید و به کمال واقعی برسد.

معنای روان

هین نوبت صبر آمد و ماه روزه روزی دو مگو ز کاسه و از کوزه

اکنون زمان صبر و ماه روزه‌داری فرا رسیده است؛ برای چند روزی دست از سخن گفتن درباره خوراک و آشامیدنی بردار.

نکته ادبی: هین از ادات تنبیه است که برای توجه دادن مخاطب به فرصتِ پیش‌آمده به‌کار رفته و کنایه از اهمیتِ لحظه حال است.

بر خوان فلک گردد پی دریوزه تا پنبهٔ جان باز رهد از غوزه

جان آدمی گرد سفره روزگار می‌چرخد و برای تأمین معاشِ مادی گدایی می‌کند؛ باید کوشید تا این جان، همچون پنبه‌ای که از پوسته خود بیرون می‌آید، از قید و بند بدن رهایی یابد.

نکته ادبی: دریوزه به معنای تکدی است و غوزه به ظرفِ پنبه اشاره دارد که در اینجا استعاره از بدن و قفسِ تن است.

آرایه‌های ادبی

استعاره مکنیه پنبهٔ جان

جان به پنبه تشبیه شده که در غوزه (بدن) محبوس است.

کنایه کاسه و کوزه

کنایه از مادیات و خوردنی‌ها و آشامیدنی‌ها که باعث مشغولیتِ نفس می‌شود.

استعاره خوان فلک

دنیا به سفره‌ای تشبیه شده که آدمی برای روزی گرفتن بر گرد آن می‌چرخد.