دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۶۴۶

مولوی
میدان فراخ و مرد میدانی نه احوال جهان چنانکه میدانی نه
ظاهرها شان به اولیا ماند لیک در باطنشان بوی مسلمانی نه

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به نقدِ تظاهر و ریاکاری می‌پردازد و بر این نکته تأکید دارد که جهان عرصه‌ای گسترده برای آزمون‌های بزرگ است، اما انسان‌های کاردان و لایق در آن کمیابند. در این کلام، شاعر میان نمودهای ظاهری و حقایق باطنی تفاوت قائل شده و هشدار می‌دهد که چهره‌ی آراسته و شبیه به نیکان، لزوماً نشان‌دهنده‌ی درونی پاک و باایمان نیست.

فضای کلی این اثر سرشار از نگاهی انتقادی و عبرت‌آموز به وضعیت اخلاقی جامعه است؛ جایی که بسیاری تنها نقاب دینداری بر چهره دارند اما در حقیقت، از جوهرِ ایمان و حقیقتِ بندگی تهی هستند.

معنای روان

میدان فراخ و مرد میدانی نه احوال جهان چنانکه میدانی نه

عرصه‌ی زندگی میدانی بسیار وسیع برای تکاپو و بهره‌برداری است، اما دریغ که انسان لایق و کاردانی که بتواند در این میدان قدم بردارد، دیده نمی‌شود؛ همچنین تو از حقیقتِ وضعیتِ جهان، آن‌گونه که واقعاً هست، ناآگاهی.

نکته ادبی: میدانِ فراخ استعاره از امکانات و فرصت‌های بی‌کران هستی است و مردِ میدان، کنایه از انسانِ دانا و شجاعی است که اهل عمل باشد.

ظاهرها شان به اولیا ماند لیک در باطنشان بوی مسلمانی نه

ظاهرِ این افراد به قدری آراسته و مشابهِ انسان‌های پاک و اولیای خداست که هر بیننده‌ای را به اشتباه می‌اندازد، اما در باطن و عمقِ وجودشان، هیچ‌گونه نشانه‌ای از ایمانِ واقعی و حقیقتِ بندگی دیده نمی‌شود.

نکته ادبی: بوی مسلمانی استعاره از تأثیرات و نشانه‌های ایمانِ قلبی است که در رفتارِ فرد جلوه می‌کند.

آرایه‌های ادبی

کنایه مرد میدان

اشاره به فردی که توانمندی و شهامتِ لازم برای مواجهه با مشکلات و مسئولیت‌های بزرگ را دارد.

تضاد ظاهر و باطن

تقابل میان نمود بیرونی و حقیقت درونی برای برجسته‌سازی نفاق و دورویی افراد.

استعاره بوی مسلمانی

بهره‌گیری از حس بویایی برای بیانِ وجودِ ایمان در درون انسان که با حواس پنجگانه قابل درک نیست.