دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۶۴۱

مولوی
ما مردانیم شسته بر تنگ دره مائیم که شیر و گرگ بر ما گذره
با فقر و صفا به هم درآمیخته ایم چون درگه ارتضاع آن میش و بره

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات تصویری از زندگی عشایری و کوهستانی را ترسیم می‌کند که در آن روحیه سلحشوری، شجاعت و دلیری با صفا و سادگیِ زیستی درآمیخته است. شاعر به مردانی اشاره دارد که در گذرگاه‌های صعب‌العبور و خطرناک کوهستان، با تکیه بر عزت نفس و در عین تهیدستی، به پاکی و آرامش رسیده‌اند.

تم اصلی این سروده، تضاد میان محیط خشن و خطرناک طبیعت با درون‌مایه زلال و انسانیِ مردمان آن است. شاعر با بهره‌گیری از نمادهای طبیعت وحشی و اهلی، تصویری از زیستنی شرافتمندانه و بی‌آلایش را ارائه می‌دهد که در آن حتی درندگان نیز حریمی برای این مردان قائل‌اند.

معنای روان

ما مردانیم شسته بر تنگ دره مائیم که شیر و گرگ بر ما گذره

ما آن دلاورانی هستیم که در گذرگاه‌های باریک و دشوار کوهستانی سکونت گزیده‌ایم؛ چنان اقتدار و شجاعتی داریم که حتی جانوران درنده‌ای چون شیر و گرگ از حریم ما عبور می‌کنند و هراسی بر دل راه نمی‌دهیم.

نکته ادبی: واژه شسته در اینجا به معنای نشستن و قرار گرفتن در مکانی است. تنگ دره به معابر صعب‌العبور کوهستانی اشاره دارد و فعل گذره فرم گویشی برای گذر می‌کند است.

با فقر و صفا به هم درآمیخته ایم چون درگه ارتضاع آن میش و بره

ما در عین تنگدستی، با صفا و پاکدلی زندگی می‌کنیم و این آمیختگی فقر و صمیمیت در وجود ما، همانند صحنه آرامش‌بخش و لطیف شیر خوردن بره از میش است که نشانگر نهایت مهربانی و بی‌گناهی است.

نکته ادبی: ارتضاع به معنای شیر خوردن است. تشبیه فقر و صفا به رابطه میش و بره، استعاره‌ای برای نشان دادن پیوند ناگسستنی و سرشار از مهر میان ساکنان این اقلیم است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چون درگه ارتضاع آن میش و بره

تشبیه حالات روحی و همبستگی انسان‌ها به معصومیت و انسِ میان میش و بره.

مراعات نظیر شیر و گرگ / میش و بره

استفاده از گروه‌های حیوانی برای ترسیم فضای زندگی در طبیعت و تضاد میان درندگی و اهلی بودن.

کنایه شیر و گرگ بر ما گذره

کنایه از نفوذناپذیری، شجاعت و تسلط مردان بر محیط خشن و خطرناک کوهستان.