دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۶۳۹

مولوی
گیر ایدل من عنان آن شاهنشاه امشب بر من قنق شو ایروت چو ماه
ور گوید فردا مشنو زود بگوی لاحول ولا قوة الا بالله

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر شور و اشتیاق سالک برای وصالِ بی‌درنگ با معشوق ازلی است. شاعر بر این باور است که در مسیر کمال و سلوک، نباید هیچ وقفه‌ای را پذیرفت و باید با تمام توان و با تکیه بر قدرت لایزال الهی، معشوق را به حضور و همراهی طلبید.

فضا، فضایی عرفانی و پر از امید است که در آن، مؤمن با لحنی جسورانه اما عاشقانه، از تأخیر در وصال ابا دارد و می‌خواهد همین لحظه، زمانِ حضور و دیدار باشد.

معنای روان

گیر ایدل من عنان آن شاهنشاه امشب بر من قنق شو ایروت چو ماه

ای دل من! مهار اختیار آن پادشاهِ جان را در دست بگیر و او را متوقف کن. امشب به عنوان مهمان به سراغ من بیا، ای کسی که چهره‌ات مانند ماه درخشان است.

نکته ادبی: واژه «قنق» در اصل ترکی و به معنای مهمان است که در متون کلاسیک فارسی برای دعوت به انس و الفت به کار می‌رود.

ور گوید فردا مشنو زود بگوی لاحول ولا قوة الا بالله

و اگر آن معشوق وعده فردا را داد، سخن او را نپذیر و بهانه‌تراشی‌اش را قبول نکن؛ بلکه بی‌درنگ در پاسخ او ذکر «لا حول و لا قوة الا بالله» را بر زبان جاری کن تا با تکیه بر قدرت الهی، بر این تأخیر چیره شوی.

نکته ادبی: ذکر «لا حول و لا قوة الا بالله» در اینجا نماد استعانت و استمداد از قدرت بی‌پایان الهی برای غلبه بر موانع در مسیر سلوک است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه روت چو ماه

تشبیه چهره معشوق به ماه برای تأکید بر زیبایی و درخشندگی او.

استعاره شاهنشاه

استعاره از معشوق حقیقی یا خداوند که بر دل و جان انسان حکمرانی می‌کند.

تلمیح لاحول و لا قوة الا بالله

اشاره به ذکر معروف قرآنی که نشان‌دهنده تکیه بر قدرت خدا برای پیشبرد امور است.