دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۶۲۹

مولوی
سه چیز ز من ربوده ای بگزیده صبر از دل و رنگ از رخ و خواب از دیده
چابک دستی که دست و بازوت درست تصویر عقول چون تو نازائیده

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات در فضای تغزلی و عاشقانه سروده شده است. شاعر در این قطعه به شِکوه از فراق و تأثیرات ویرانگر عشق بر سلامت و آرامش جان و تن خود می‌پردازد. فضای حاکم بر این سخن، آمیزه‌ای از درد هجران و ستایش زیبایی بی‌بدیل معشوق است.

در این ابیات، شاعر با استفاده از زبان تصویرساز و کنایه‌آمیز، معشوق را موجودی می‌داند که فراتر از ادراک و تصور بشری است و چنان قدرتی در ربودن آرامش او داشته که گویی تمام توان و طاقت او را به یغما برده است.

معنای روان

سه چیز ز من ربوده ای بگزیده صبر از دل و رنگ از رخ و خواب از دیده

تو سه چیز ارزشمند را از من گرفته‌ای: صبر و آرامش را از دلم، سرخی و نشاط را از چهره‌ام و خواب را از چشمانم ربوده‌ای.

نکته ادبی: بگزیده به معنای برگزیده و انتخاب‌شده است که در اینجا صفت سه چیز است. این بیت نماد بارز بیماریِ عاشقانه در ادبیات کلاسیک است.

چابک دستی که دست و بازوت درست تصویر عقول چون تو نازائیده

ای کسی که در کارها چابک و توانا هستی و اندام و بازوانی موزون داری، قدرت تصور و عقل انسان‌ها تاکنون نتوانسته کسی را به زیبایی و کمال تو تصور کند یا بیافریند.

نکته ادبی: عقول جمع عقل است. عبارت تصویر عقول ... نازائیده کنایه از این است که زیبایی معشوق فراتر از قدرت خلاقیت و تجسم ذهن آدمی است.

آرایه‌های ادبی

مراعات نظیر صبر، دل، رخ، خواب، دیده

استفاده از واژگانی که با هم ارتباط معنایی دارند و در یک میدان مفهومی قرار می‌گیرند.

مبالغه تصویر عقول چون تو نازائیده

شاعر با اغراقِ هنری، زیبایی معشوق را چنان وصف می‌کند که حتی ذهن بشر هم توانایی خلق تصویری مانند آن را ندارد.

کنایه ربوده ای

اشاره به سلب اختیار و آرامش از عاشق توسط معشوق.