دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۶۲۷

مولوی
روی تو نماز آمد و چشمت روزه وین هر دو کنند از لبت دریوزه
جرمی کردم مگر که من مست بدم آب تو بخوردم و شکستم کوزه

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این دو بیت، جلوه‌ای از شوریدگی و غلبه عشق بر سالک است. شاعر در این قطعه، اجزای صورت یار را به چنان قدسیتی می‌رساند که عبادات بزرگ همچون نماز و روزه در برابر آن ناچیز شده و برای کسب فیض و کمال، محتاج لبِ یار می‌شوند.

در بخش دوم، شاعر با بیانِ استعاریِ «شکستن کوزه»، به زوالِ خویشتنِ خویش و فروریختنِ قالبِ تن و هنجارهای معمول در راهِ عشق اشاره می‌کند. گویی در مستیِ عشق، حد و مرزها شکسته شده و عقلِ جزئی در برابر سیلِ خروشانِ عشق یار رنگ می‌بازد.

معنای روان

روی تو نماز آمد و چشمت روزه وین هر دو کنند از لبت دریوزه

چهره‌ات برای من همچون نماز و چشمانت مانند روزه است؛ و این هر دو عمل عبادی، برای رسیدن به کمال و فیض، از لب‌های تو گدایی می‌کنند.

نکته ادبی: واژه «دریوزه» به معنای گدایی و طلبِ روزی و بخشش است که در اینجا به زیبایی برای نشان‌دادنِ اوجِ فضلِ یار به کار رفته است.

جرمی کردم مگر که من مست بدم آب تو بخوردم و شکستم کوزه

اگر خطایی از من سر زد، شاید به دلیل آن بود که در مستیِ عشق بودم؛ از آبِ حیاتِ تو نوشیدم و در این میان، کوزه‌یِ هستی‌ام را شکستم.

نکته ادبی: شکستن کوزه کنایه از از دست دادن کنترل و شکستنِ مرزهای هویتی و نفسانی در برابرِ مواجهه با حقیقتِ معشوق است.

آرایه‌های ادبی

استعاره و تشبیه مضمر روی تو نماز آمد و چشمت روزه

تشبیه چهره به نماز و چشم به روزه که نشان‌دهنده قداست و اهمیتِ این اعضا برای شاعر است.

تشخیص (جان‌بخشی) وین هر دو کنند از لبت دریوزه

دادنِ ویژگیِ انسانی (گدایی‌کردن) به دو مفهومِ انتزاعیِ نماز و روزه.

کنایه شکستم کوزه

کنایه از از دست دادنِ خویشتن، شکستنِ حریم عقل و یا زوالِ منِ شخصی در برابرِ عشق.