دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۶۲۱

مولوی
جانیست غذای او غم و اندیشه جانی دگر است همچو شیر بیشه
اندیشه چو تیشه است گزافه مندیش هان تا نزنی تو پای خود را تیشه

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به تفاوت مراتب وجودی انسان‌ها اشاره دارند؛ گروهی در بند غم و افکار واهی و بیهوده گرفتارند و گروهی دیگر، روحی بلند، شجاع و مسلط دارند که همچون شیر در بیشه، قدرتمند است.

همچنین شاعر با بهره‌گیری از تمثیل تیشه، هشداری اخلاقی درباره ماهیت اندیشه می‌دهد و گوشزد می‌کند که قدرت تفکر، اگر به درستی هدایت نشود، نه تنها گره‌گشا نیست، بلکه می‌تواند عامل آسیب و نابودی خود انسان گردد.

معنای روان

جانیست غذای او غم و اندیشه جانی دگر است همچو شیر بیشه

برخی از جان‌ها چنان در پستی و محدودیت هستند که خوراک و مایه بقایشان تنها اندوه و مشغله‌های ذهنیِ بیهوده است.

نکته ادبی: جانیست: مخفف 'جانی است' که در اینجا به معنای مرتبه‌ای از وجود انسان است که با غم گره خورده است.

اندیشه چو تیشه است گزافه مندیش هان تا نزنی تو پای خود را تیشه

اما در مقابل، جان‌های آزاده و بزرگی نیز وجود دارند که مانند شیر در بیشه، قوی، شجاع و مسلط بر میدان زندگی هستند.

نکته ادبی: بیشه: محل سکونت شیر که در اینجا استعاره از جایگاه قدرت و تسلط بر جهان پیرامون است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه همچو شیر بیشه

جان‌های بلندمرتبه و شجاع را به شیر تشبیه کرده تا بر قدرت و ابهت آن‌ها تاکید کند.

تشبیه اندیشه چو تیشه است

اندیشه را به تیشه تشبیه کرده تا قدرتِ همزمان تخریب و اصلاح آن را به تصویر بکشد.

کنایه نزنی تو پای خود را تیشه

کنایه از کاری انجام دادن که باعث آسیب به خویشتن شود؛ یعنی افکار غلط، مایه زیانِ خودِ متفکر است.