دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۶۲۰

مولوی
تو توبه مکن که من شکستم توبه هرگز ناید ز جان مستم توبه
صدبار و هزاربار بستم توبه خون میگرید ز دست دستم توبه

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر به تقابل میان عقل مصلحت‌اندیش و دل بی‌قرار و عاشق می‌پردازد و بر این باور است که وقتی روح انسان در بند عشق یا جذبه‌ای روحانی گرفتار شد، توبه و بازگشت به حالت اول برای او ناممکن می‌شود.

فضای کلی شعر، آمیزه‌ای از عجز و تسلیم در برابر کشش نیرومند عشق است که در آن، عهدهای مکرر زاهدانه در برابر طوفان درونی شاعر، تاب نمی‌آورند و درهم می‌شکنند.

معنای روان

تو توبه مکن که من شکستم توبه هرگز ناید ز جان مستم توبه

ای مخاطب، تو به دنبال توبه نباش که من خود پیش‌دستی کرده و توبه را شکسته و زیر پا گذاشته‌ام؛ چرا که از جان لبریز از مستی و شور عشق، هرگز عمل توبه بر نمی‌آید.

نکته ادبی: جان مست استعاره‌ای از روحی است که در پیوند با عشق یا عرفان، از قید تعقل رها شده است.

صدبار و هزاربار بستم توبه خون میگرید ز دست دستم توبه

من صدها و هزاران بار عهد به توبه بستم، اما این توبه از دست اعمال و رفتارهای بی‌قرار من به خون گریست و از تکرار شکستن‌اش به تنگ آمد.

نکته ادبی: خون گریستن توبه استعاره‌ای است که ناکامی و بیهودگی پیمان‌های مکرر را نشان می‌دهد.

آرایه‌های ادبی

مبالغه صدبار و هزاربار

تأکید بر کثرت و تکرارِ بیهوده‌ی عهدهایِ توبه.

تشخیص (جان‌بخشی) خون میگرید توبه

نسبت دادنِ گریستن به توبه که مفهومی انتزاعی است.

تکرار توبه

تکرارِ واژه توبه برای تأکید بر محوریتِ این مفهوم در تقابل با مستی.