دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۶۱۹

مولوی
تو آبی و ما جمله گیاهیم همه تو شاهی و ما جمله گدائیم همه
گوینده توئی و ما صدائیم همه جوینده توئی چرا نیائیم همه

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر پیوند ناگسستنی میان آفریدگار و آفریدگان است؛ نگاهی عارفانه که در آن، هستیِ جهان تنها در پرتو وجودِ بی‌کرانِ خداوند معنا می‌یابد. شاعر با بهره‌گیری از تمثیل‌های ملموس، انسان را در برابر ذات الهی، همچون گیاهی در برابر آب، گدایی در برابر پادشاه و پژواکی در برابر گوینده اصلی می‌بیند و تأکید می‌کند که تمامی حرکت‌ها و خواست‌های انسانی، ریشه در اراده و تجلیات ذات حق دارد.

فضای حاکم بر این سروده‌ها، فضایی سرشار از تسلیم، فروتنی و ستایش است. شاعر با زبانی ساده اما عمیق، انسان را دعوت می‌کند تا با شناخت جایگاه خود به عنوان پدیده‌ای وابسته، به سوی منشأ اصلی هستی بازگردد و این حقیقت را دریابد که هرچه هست، جلوه‌ای از حضور اوست.

معنای روان

تو آبی و ما جمله گیاهیم همه تو شاهی و ما جمله گدائیم همه

تو همچون آب حیات‌بخشی هستی و ما همگی مانند گیاهانی هستیم که برای رشد و زندگانی به تو نیازمندیم؛ تو پادشاهِ حقیقیِ عالم هستی و ما همه در پیشگاهِ بی‌نیازِ تو، گدایانی نیازمندِ عنایت و لطفِ توایم.

نکته ادبی: استفاده از تشبیه بلیغ «آب و گیاه» و «شاه و گدا» برای تبیین نسبتِ خالق و مخلوق است که بر فقرِ ذاتیِ انسان در برابرِ غنایِ مطلقِ خداوند دلالت دارد.

گوینده توئی و ما صدائیم همه جوینده توئی چرا نیائیم همه

حقیقتِ کلام و سرچشمه‌یِ سخن، تو هستی و ما تنها بازتاب و پژواکِ کلامِ توایم؛ از سوی دیگر، تویی که همواره در پیِ جذب و هدایتِ مایان هستی، پس چرا ما با تمامِ وجود به سوی تو نیاییم؟

نکته ادبی: تضادِ «گوینده و صدا» و «جوینده» تأکیدی بر این نکته است که انسان فاعلِ مستقل نیست و هر چه هست، از تجلیِ اراده‌یِ حضرت حق است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه تو آبی و ما جمله گیاهیم

تشبیه مستقیمِ خداوند به آب حیات و انسان به گیاه برای بیان وابستگی وجودی.

مراعات نظیر شاه و گدائیم

جمع آمدن دو کلمه در یک بیت که با هم تناسب معنایی دارند و بیانگر تضادِ فقر و غناست.

استعاره گوینده توئی و ما صدائیم

تمثیلِ رابطه خالق و مخلوق به رابطه گوینده و پژواک که نشان‌دهنده تبعیتِ کاملِ مخلوق از خالق است.