دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۶۱۸

مولوی
تا روی ترا بدیدم ای بت ناآگاه سرگشته شدم ز عشق گم کردم راه
روزی شنوی کز غم عشقت ایماه گویند بشد فلان که انالله

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر تأثیر عمیق و ویرانگر دیدار معشوق بر روان عاشق است؛ به‌گونه‌ای که زیباییِ خیره‌کننده معشوق، تعادل فکری و استقامت روحی عاشق را در هم می‌شکند و او را به وادی سرگشتگی می‌کشاند.

درونمایه اصلی شعر، توصیف عجز و ناتوانی عاشق در برابر جفای معشوق و تسلیم شدن او در برابر سرنوشت محتومِ مرگ ناشی از بی‌توجهی معشوق است؛ مضمونی که در اشعار غنایی فارسی برای نشان دادن عمقِ جان‌سپاری عاشق به‌کار می‌رود.

معنای روان

تا روی ترا بدیدم ای بت ناآگاه سرگشته شدم ز عشق گم کردم راه

از لحظه‌ای که چهره زیبای تو را دیدم ای معشوقی که از درد و حال من بی‌خبری، از شدت عشق چنان سرگردان و حیران شدم که راه و رسم زندگی و عقل را گم کردم.

نکته ادبی: واژه 'بت' در اینجا استعاره‌ای فاخر برای معشوقی زیبا اما بی‌مهر است و 'ناآگاه' اشاره به غفلتِ معشوق از رنجی دارد که بر عاشق تحمیل کرده است.

روزی شنوی کز غم عشقت ایماه گویند بشد فلان که انالله

ای کسی که همچون ماه درخشانی، روزی خواهد رسید که به تو خبر می‌دهند از شدت غصه عشق تو، فلانی از دنیا رفت و مردم در سوگ او جمله 'انا لله و انا الیه راجعون' را بر زبان می‌آورند.

نکته ادبی: عبارت 'انالله' برگرفته از آیه قرآن است و به عنوان یک اصطلاح سوگواری برای اعلام وفات به کار رفته که کنایه‌ای هنری از مرگِ عاشق در راهِ عشق است.

آرایه‌های ادبی

استعاره بت

تشبیه معشوق به بت به دلیل زیبایی خیره‌کننده و در عین حال سنگ‌دلی و بی‌توجهی او.

استعاره ماه

تشبیه چهره معشوق به ماه به دلیل زیبایی و تابناکی آن.

تلمیح انالله

اشاره به آیه قرآن (انا لله و انا الیه راجعون) که برای اعلام مرگ به کار می‌رود و نشان‌دهنده عمق جان‌سپاری عاشق است.

اغراق بشد فلان

بزرگ‌نمایی در اثرگذاری عشق که منجر به مرگ عاشق شده است.